تاریخچه مارکده چاپ ارسال به دوست
نویسنده محمدعلي شاهسون ماركده   
1387/04/06 ساعت 15:05:50
فهرست صفحات
تاریخچه مارکده
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6
صفخه 7
صفخه 8
صفخه 9
صفخه 10
صفخه 11
صفخه 12

چرا نام ماركده؟
ماركده از تركيب دو كلمه فارسي درست شده است، مار، جانوري خزنده معروف است. كد، ياكده، به معني خانه. اين واژه برسرنامها درمي آيد و معني دارنده و صاحب مي دهد، مانند كدخدا، يعني خداوند خانه و ده، كدبانو يعني خانم خانه. و به آخر نام ها مي پيوندد و معني جاي و محل مي دهد مانند دانشكده، آتشكده و غيره. بنابر اين معني كلمه ماركده مي شود، خانه، محل و جاي مار! آيا اينجا مار وجود داشته و يا دارد كه به اين نام ناميده مي شود؟ بزرگان روستا همگي در درستي اين كلمه كه ماركده يعني جاي و محل مار است اتفاق نظر دارند و در اين باره داستانهايي نقل مي كنند كه چندتاي آنها به افسانه همانندي دارد، و براين باورند كه اين داستانها باهم و يا هريك به تنهايي علت نامگذاري بوده است ولي در ميان صحبتهايشان يكي از اين داستانهارا بيشتر حقيقي و واقعي و علت اصلي نام گذاري مي دانند. نبايد اينگونه پنداشت كه هرموضوع و رويدادي كه به افسانه همانندي داشت بيهوده است و بايد از كنار آن گذشت، چون «هيچ افسانه و داستان باز مانده از روزگاران گذشته و سينه به سينه به روزگار ما رسيده اي نمي تواند جعلي و بي معني و بيهوده باشد و مسلما دربردارنده عنصري از حقيقت است. چراكه اگر چنين نباشد نمي تواند درذهن توده ها راه يابد و از آن چنان نيروي حياتي برخوردار گردد كه نسلها را درنوردد و از سانسور بي امان تاريخ جان بدربرد… ازكلمه افسانه نبايد رم كرد، تابش پرتوهاي حقيقت رادر هر افسانه اي بايد كشف كرد…» ( نقل از كتاب كوراوغلو نوشته رحيم رئيس نيا )
داستان نخست؛ جنگ مارها
درحدود 15 كيلومتري شمال ماركده، كوه نسبتا بزرگ و بلندي وجوددارد، بنام كوه «كماسان ». كما نام نوعي گياه است كه بويي ناخوش دارد. سان پسوند مكان است. بنابراين معني آن مي شود ، كوهي كه در آن گياه كما مي رويد. آيا علت نام گذاري اين كوه وجود همين گياه است؟ مي گويند صدهاسال پيش مارهاي بزرگ و فراواني به صورت دسته جمعي دراين كوه مي زيستند كه داراي فرمانده و پادشاه هم بودند. درمقابل اين كوه، حدود 15 كيلو متري جنوب غربي ماركده، كوه ديگري وجود دارد بنام « شيدا ». شيدا به معني آشفته، ديوانه و مجنون و عاشق به كار رفته است. چرا اين كوه به اين نام ناميده شده است؟ مي گويند دراين كوه هم مارهاي فراوان و بزرگي به صورت دسته جمعي مي زيستند كه آنها هم داراي پادشاه بودند. فاصله اين دوكوه حدود 20  كيلو متر است و ازقله يادامنه هريك كه نگاه كني كوه مقابل به خوبي پيدا است. رودخانه زاينده رود درته دره زاينده رود ازفاصله وسط اين دو كوه مي گذرد. معلوم نيست چرا و به چه علت بين مارهاي كوه شيدا و كماسان اختلاف بوجود مي آيد و منجر به لشگر كشي به طرف يكديگر و سرانجام جنگ مي گردد. بدين صورت كه هردو گروه مارها درروز معيني براي جنگيدن به طرف يگديگر حركت مي كنند و در محلي در جنوب رودخانه زاينده رود، روبروي مزرعه قورقوتي دريك دره كوچك و سنگلاخي باشيب تند و مشرف به رودخانه به هم مي رسند، سرانجام پس ازصف آرايي و احتمالا رجزخواني، جنگي خونين بين دولشگر مارها روي مي دهد و جنگ باپيروزي مارهاي كوه شيدا پايان مي پذيرد. شايد يكي ازعلت هاي پيروزي مارهاي كوه شيدا، مناسب بودن زمين ميدان جنگ بوده است. چون آنها نسبت به دشمن دربلندي قرار داشته و به خصم خود مسلط بوده اند. پس از پايان جنگ، مارهاي پيروز كوه شيدا و نيز بازمانده مارهاي كوه كماسان به محل زيست خود برمي گردند و لاشه زيادي ازمارهاي كشته شده دراين دره سنگلاخي باقي مي ماند. پرسشي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه آيا مارها هم همانند ما انسانها رفتار زشت و ننگيني همچون بازكردن ساعتهاي مچي، بيرون آوردن لباسهاي نو ازتن كشته شدگان انجام داده اند؟ آيا خانه هاي شكست خوردگان را غارت كرده اند؟ آيا ازيكديگر اسير هم گرفته اند؟ آيا زنان و دختران شكست خوردگان را به بردگي و كنيزي برده اند؟ و به عنوان غنيمت بين خود بخش كرده اند؟
مردم براين باور هستند كه، درحين جنگ و ازلاشه مارها، زهر فراوان در اين دره ريخته شده به همين جهت اين دره را، ترك زبانان « زهر مار درسي » و فارس زبانان « دره زهرمار » مي گويند. اين محل حدود 2 كيلومتر ي غرب ماركده قرار دارد. اين داستان افسانه اي ممكن است علت نام گذاري ماركده بوده باشد.
داستان دوم جمع شدن مارها در كته
پس ازاينكه گروهي دراينجا ساكن شدند و خانه ساختند، دركته اي واقع در خانه اي مارهاي فراواني پيدا مي شوند، كته، به محفظه خالي وسط ديوار مي گويند. درقديم به علت نبودن انبارهاي مناسب و ظرفهاي مطمئن و فراوان، هنگام ساختن خانه، بين ديوار، محفظه هاي خالي قرار مي دادند كه غله و محصولات كشاورزي خودرا در آن نگهداري مي كردند. ديوارهاي خانه را از خشت و گل مي ساختند و جهت استحكام آن، ديوار را عريض مي گرفتند، بطوريكه پهناي هرديوار گاهي به يك متر هم مي رسيد، درقسمتهاي مختلف ديوار خانه را از كف حدودا تا دو متري خالي مي گذاشتند و دو طرف آن را تيغه مي كردند و يك سوراخ دربالاي كته جهت ريختن غله و يك سوراخ ديگر در پايين جهت بيرون آوردن قرار مي دادند. به محفظه هاي خالي وسط ديوار كه هركدام حالت يك انبارك را داشت « كته » مي گفتند. دريكي از اين كته ها واقع در خانه اي مارهاي فراوان پيداشده و مدتي مي زيسته اند. بدين جهت نام اين محل را  « ماركته » گفته اند. واژه ماركته كم كم تبديل به ماركده شده است. پيرمردان روستا اين داستان را جدي نمي دانستند و براين باور بودند كه داستان جمع شدن مارها در كته يا ساختگي است و اگر هم واقعيت داشته بعد از اينكه گروهي ساكن شده اند اتفاق افتاده، بي گمان هرگاه افرادي در جايي ساكن باشند آن محل داراي نام است و اگر اين داستان واقعيت هم داشته باشد خود تاييدي است براينكه،  اينجا محل و جاي مار بوده است.
نظر مردم قوچان
مردم روستاي قوچان درباره علت نام گذاري روستاي خود به « قوچان » و روستاي ماركده مي گويند: صدها سال پيش درمحل روستاي قوچان مار بسيار بزرگي مي زيسته، درمقابل در محل روستاي ماركده هم مار بسيار بزرگي زيست مي كرده است ، نمي دانيم به چه علت و چرا بين اين دو مار بسيار بزرگ كه مي توان اژدهايشان ناميد اختلاف بوجود مي آيد و مار بزرگ ماركده به مار بزرگ قوچان حمله مي كند، حالت جنگيدن مارها همانند جنگ حيوان شاخدار بوده، يعني باجلو و عقب رفتن، سرهاي خودرا به هم مي زده اند، اين حالت به هم خوردن سر و جنگيدن را بطوريكه همه مي دانند درماركده و قوچان« قوچ » مي گويند، و هنوز هم اين اصطلاح بين مردم رايج است، هرگاه دوچيز و به خصوص سر دو انسان و يا حيوان بهم برخورد كند مي گويند قوچ كردند، بهر صورت مار ماركده شكست خورده برمي گردد با اينكه مار قوچان چندان مايل به جنگ نبوده ولي مار ماركده چندين بار براي جنگ مي آيد تاشكست خودرا جبران كند، كه اين حالت نشان دهنده كينه آن نسبت به مار قوچان بوده است، بدين جهت اين محل را « قوچان » يعني محلي كه مارها قوچ ( جنگ )مي كرده اندناميده اند، درمقابل قوچان محل ماركده را « ماركينه » گفته اند يعني محلي كه مار آن داراي كينه بسيار است و كم كم اين واژه به ماركده تغيير كرده است.
نظر جوانان تحصيل كرده
چند نفر از جوانان تحصيل كرده روستا كه اخيرا به دانشگاه راه يافته و تحصيل كرده اند درآنجا از طريق استادان خودباواژه « مار » كه درگذشته هاي بسيار دور معني سلامتي را مي داده آشنا شده اند و مي گويند: واژه مار ابتدا معني سلامتي و تندرستي و شادابي داشته، همانگونه كه واژه « بيمار » باپيشوند بي منفي ساز معني مخالف آن را مي دهد و احتمال دارد، اين محل ابتدا جاي خوش آب و هوايي بوده و مردماني كه دراينجا مي زيسته اند براثر برخورداري از آب، و هوا و محل مناسب، نسبت به مردمان ديگر روستاها سالم تر و شاداب تر بنظر مي رسيده اند، بدين جهت نام اين محل را « ماركده» يعني جاي سلامتي و شادابي گذارده باشند. با اينكه اين واژه بسيار پرمعني و زيبا است ولي بنظر مي رسد چندان با واقعيت نامگذاري ماركده نزديكي نداشته باشد چون گفته مي شود ماركده كمتر از 300  سال قدمت دارد و در اين زمان كلمه مار به معني سلامتي درفرهنگ و ادبيات ما رواج نداشته است كه مردم با توجه به معني آن اين نام را برگزيده باشند ازطرفي موقعيت جغرافيايي ماركده چندان تفاوتي باديگر جاهاي زاينده رود ندارد كه بتوان آن را استثنا كرد و جاي سلامتي از آن استنباط كرد و ديگر اينكه هيچ يك از بزرگان چنين حرفي نزده اند چون اگر چنين مي بود بصورت افسانه، داستان و ضرب المثل از آن سخن مي رفت همانگونه كه از چندين داستان افسانه اي مار سخن رفته است.
داستان واقعي
درقسمت غرب ماركده دركنار رودخانه زاينده رود صخره سنگ رسوبي قرار دارد، به اين نوع سنگها دراينجا « سوورد » مي گويند. زيراين سنگهاي صخره اي تعدادي سوراخ به طرف زير كوه وجود دارد، كه در طول سال مرطوب هستند. در قديم دردرون اين حفره ها تعدادي مار مي زيسته ولي اكنون ديگر وجود ندارد . در قسمت شرق ماركده دركنار رورخانه، محلي وجود دارد بنام « سنگ سوراخ » اين تكه سنگ كه اكنون به اين نام ناميده مي شود، و قسمت بزرگي از آن خرد و نابود شده، زماني مانع بزرگي براي ساختن جوي آب مزرعه آغجه قيه بوده و كشاورزان براي ساخت جوي، ناگزير بودند كه جوي را دور آن تكه سنگ ايجاد كنند، كه خود مشكل بزرگي بوده، سرانجام تصميم مي گيرند كه سنگ را بريده و جوي را از وسط آن بريدگي عبور دهند و اين كار انجام مي شود، از آن زمان به بعد اين محل به نام « سنگ سوراخ » ناميده مي شود كه درگفتگوي عاميانه « سنگ سولاخ » مي گويند. كمي پايين تر از اين محل و كمي بالا تر از جوي آب مزرعه آغجه قيه، يك سوراخ به طرف زير كوه و مشرف به رودخانه وجود داشت و دارد كه در طول سال مقداري آب از آن بيرون مي آيد و روي آب جوي مزرعه آغجه قيه مي ريزد. دراين سوراخ تعداد زيادي مار وجود دارد كه درون آب مي زيند. بعضي وقتها در بعد از ظهرها كه آفتاب در جلو سوراخ مي تابد مارها خودرا به آفتاب مي رسانند و از آن بهره مي برند، دراين وقت، مارها به هم پيچيده اند و اگر كسي را ببينند يكي يكي بازشده و به درون مي روند. مردم براين باورند كه اين مارها شاه دارند، شاه مارها دروسط قرار مي گيرد و بقيه به دور او حلقه مي زنند در آن وقت است كه ما آنها را به صورت دسته جمعي مي بينيم اين مارها نازك هستند،رنگ آنها متمايل به سياهي است، تعداد آنها بسيار زياد است و دراز هستند. اين مارها كاملا بي آزارند و از حفره خود بيرون نمي آيند و بسياري از مردمان كهن سال و ميان سال ماركده اين مجموعه مارهارا ديده اند، با اينكه اين حفره نزديك جوي مزرعه آغجه قيه است و كشاورزان براي لايروبي و ترميم خرابي جوي آب سالي چند بار از نزديك آن عبور مي كنند تاكنون ديده يا شنيده نشده كسي از اين مارها آسيب ديده باشد. بدين جهت مردمان ماركده هيچ ترسي از اين مجموعه مار ندارند، درسالهاي اخير جهت ساختن راه كه ازبالاي همين سوراخ مي گذرد مقدار زيادي خاك درجلو آن ريخته شده و سوراخ كامل مسدود و آب ازلابلاي سنگها و خاكها بيرون مي آيد. پيرمردان براين باورهستند كه علت اصلي ناميدن « ماركده »به اين محل وجود همين مجموعه مارها است.


آخرین بروز رسانی ( 1388/03/30 ساعت 14:18:20 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد