تاریخچه مارکده چاپ ارسال به دوست
نویسنده محمدعلي شاهسون ماركده   
1387/04/06 ساعت 15:05:50
فهرست صفحات
تاریخچه مارکده
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6
صفخه 7
صفخه 8
صفخه 9
صفخه 10
صفخه 11
صفخه 12

موقعيت جغرافيايي
روستاي ماركده واقع در شمال يكي از پيچ و خمهاي دره رودخانه زاينده رود و در عرض جغرافيايي 32 درجه و 39 دقيقه و طول جغرافيايي 50 درجه و 50 دقيقه قرار دارد.( نقل از كتاب فرهنگ آباديها و مكان هاي مذهبي كشور، نوشته دكتر محمد حسين پاپلي يزدي ) ماركده يكي از روستاهاي بخش لار است و لار، يكي از محال چهارگانه چهارمحال، و چهارمحال قسمتي بزرگ از استان چهارمحال و بختياري است. ماركده در فاصله 60 كيلومتري ودر شمال غربي شهركرد، مركز استان واقع است. بسياري مي پندارند كه چهارمحال و بختياري نام يك منطقه است. بايد دانست كه استان چهارمحال و بختياري از دو منطقه متفاوت تشكيل شده، يك منطقه چهارمحال كه مردمان آن بيشتر روستا و يا شهر نشين و كشاورز و صنعت گر هستند و گوسفند داري آنها در كنار كشاورزي است. منطقه ديگر بختياري كه مردمان آن تا چندين دهه پيش ايل نشين بودند و براي پرورش دامهاي خود ييلاق و قشلاق مي كردند، سرزمين چهارمحال مسطح و براي كشاورزي مناسب و سرزمين بختياري كوهستاني بوده و هست. پيش از سلطه خانهاي متعدد بختياري بر چهارمحال تا پيش از  يكصد سال قبل مركز حكومت چهارمحال چالشتر بوده كه قلعه اي آجري و برجهاي بسيار بلندي داشته است. دراين زمان تمام روستاهاي اين منطقه از جمله ماركده درقلعه هاي محكم كه داراي برج ديده باني بوده زندگاني مي كرده اند، يكي از علت هاي ساخت قلعه ، نزديكي چهارمحال به منطقه ايل بختياري بوده است چون به نظر مي رسد كه افراد اين ايل هرگاه كه مي توانستند به روستاها يورش برده و غارت مي كرده اند. حمله به روستاها و بردن اموال و دامهاي آنها تا سالهاي بعد از 1320 شمسي يعني بعد از جنگ دوم جهاني هم ادامه داشته است، چون در همين سالها بود كه گله گاو و گله گوسفند روستاي قوچان را از صحرا بردند. فاصله روستاي ماركده با شهر اصفهان حدود 90 كيلو متر و در غرب آن قرار دارد و فاصله اش تا سد زاينده رود ( شاه عباس ) حدود  15 كيلو متر و در قسمت شرق آن است.
تركان منطقه
بيشتر مردمان چهارمحال و نيز فريدن، همه ترك زبان و ترك نشين هستند، اين تركان از كجا و چگونه و براي چه به اينجا آمده اند ؟ از بررسي نژادها و تيره هاي مردمان ترك زبان و نيز از نوشته هايي كه جسته و گريخته خوانده ام، چنين مي توان پنداشت كه تركهاي فريدن و نيز تعدادي از تركهاي چهارمحال توسط پادشاهان صفوي به پاداش خدمتهايي كه طايفه هاي ترك زبان، در جنگها به پادشاهان اين سلسله كرده اند در اين محل ها اسكان داده شده اند و زمينها به آنها بخشيده شده است. صفويان ترك زبان بوده و باكمك و فداكاري طايفه هاي ترك به قدرت رسيده و براي ماندگاري در قدرت عنصر ترك را در ايران نيرو داده و به حاكميت رسانده است. صفويان سرانجام اصفهان را پايتخت خود قرار داده و اوج شكوفايي اين سلسله دراين زمان بوده است. پس مي توان اينگونه پنداشت كه صفويان سرزمين هاي اين منطقه را جهت پاداش به تركان بخشيده و آنهارا در اين منطقه اسكان داده و يا براي جلوگيري از غارت و چپاول ايل بختياري اين تركان را دراين منطقه اسكان داده اند و يا ممكن است براي هردو هدف. يكي از سياست هاي صفويان جهت جلوگيري از چپاول و يورش و غارت ايل ها و طايفه و قوم هاي غارتگر و مهاجم، اين بوده كه گروهي از طايفه هاي تركان را در نزديكي آنها اسكان مي دادند و آنها را موظف مي كرده اند كه از يورش و تهاجم قوم مهاجم جلوگيري كنند. به هر صورت مهاجرت و كوچاندن تركان و اسكان آنها در اين منطقه و حمايت صفويان از آنها باعث آباداني اين منطقه گرديده، آقاي نيكزاد مي نويسد « در دوره صفويه از سال 999 – 1096 قمري مجددا حوزه چهارمحال رو به آبادي گذاشت و مخصوصا براي مهاجرين و عشاير ساختمانهاي زيادي گرديد و تمركز دادن ايلات و عشاير و طوايف ترك، ارمني و گرجي باعث عمران و آبادي اين محال شده »   ( نقل از كتاب جغرافيا و تاريخ سرزمين چهامحال، نوشته كريم نيكزاد ). پيرامون دره زاينده رود محل ييلاق تيره يا تيره هايي از ايل قشقايي بوده كه همه ساله در فصل ييلاق به اين منطقه مي آمده اند، گويا ابتدا توجه زيادي به كناره هاي زاينده رود نداشتند چون آثار باقي مانده از آنها در صحراها قدمت بيشتري از روستا ها دارد، براي نمونه آغل هاي گوسفند و گور هاي كهنه مزرعه قارادره را مي توان از يادگار زمانهايي كه تركان به اين منطقه ييلاق مي كرده اند دانست. و احتمالا در سالهاي خشك سالي، عشاير اجبارا چادر و آلاچيق هاي خودرا در نزديكي هاي رودخانه بنيان مي كردند چون آثاري از آنها برجاي مانده مثل گورهايي كه اخيرا نزديك اسيل مزرعه قابوق پيدا شده، كنده هاي سكوي مزرعه قورقوتي، و كنده هاي محله تازه ساز ماركده. براي تاييد اين نظر مي توان مردم آپونه را مثال زد. مي گويند مردم آپونه يكي دردو قرن گذشته چندبار به علت خشكسالي به ياسه چاه كوچ كرده و مجددا به آپونه برگشته اند.
ازعشاير قشقايي كه به اين منطقه كوچ مي كرده اند آثار برجسته و مهم تاريخي پل زمان خان برجاي مانده است كه مي رساند افراد اين ايل به تعداد زيادي به اينجا كوچ مي كرده اند و اين منطقه براي آنها اهميت داشته است. و اين پل را جهت آسان گذشتن از رودخانه ساخته اند. آقايكريم  نيكزاد مي نويسد «پل زمان خان اولين پل قديمي و محكم و قابل توجه و دومين پلي است كه برروي رودخانه ساخته اند. پايه هاي اين پل برروي ريشه كوه گذارده شده و دو دهنه است كه كليه آب رودخانه ازاين دو دهنه كه به وسعت 8 متر تقريب است در تمام فصول سال خارج مي گردد. اين پل بوسيله زمان خان نامي كه از روئساي ايلات و عشاير قشقايي بوده ساخته شده. درقديم ايلات فارس تا اين حدود ييلاق و قشلاق داشته و بعضي اوقات هم حكمراني كه تابع حكومت فارس بودند كوه شيراز فعلي را سرحد قرار داده بودند. مي گويند براي ساختن اين پل زحمات زيادي كشيده اند… و درسال 1321 شمسي بوسيله آقاي حاج عبدالحسين قزويني مالك چمعالي تعمير گرديد… زيبايي و صفاي اين پل به حدي است كه مطمع نظر سياحان و اهل ذوق مي باشد ». بعدها خانوار و يا تيره هايي از همين ايل به اجبار و ياتشويق پادشاهان صفوي و يادولت و حكومت هاي وقت و يا به ميل و علاقه خود در محل ييلاق مانده و روستاهاي كناره زاينده رودرا بنا نهاده و يكجا نشيني را آغاز كرده اند.


آخرین بروز رسانی ( 1388/03/30 ساعت 14:18:20 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد