تاریخچه مارکده چاپ ارسال به دوست
نویسنده محمدعلي شاهسون ماركده   
1387/04/06 ساعت 15:05:50
فهرست صفحات
تاریخچه مارکده
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6
صفخه 7
صفخه 8
صفخه 9
صفخه 10
صفخه 11
صفخه 12

تركان در ايران
گفتيم شاهسونان از نژاد و تبار ترك و ترك زبان بودند، تركان از نژاد زرد پوست و از نژاد آريايي و يا هند و اروپايي اند. تركان قومي بدوي و چادر نشين و بيابان گرد بودند، تركان كه همان تورانيان باشند و ايرانيان از يك نژادند، ايرانيان پس از مهاجرت به سر زمين ايران زودتر از تركان و يا تورانيان شهر نشين و متمدن شده در حاليكه تركان به همان وضع بيابان گردي و چادر نشيني باقي ماندند. در حدود 1500 سال پيش تركان دولت بزرگي بنام امپراتوري تركان تشكيل داده كه از مغولستان و سر حد شمالي چين تا درياي سياه امتداد داشته است بنابر اين از دو سوي درياي مازندران يعني شمال شرقي و شمال غربي با ايرانيان همسايه بودند. پادشاهان ساساني براي جلوگيري از تهاجم تركان به سرزمين ايران علاوه بر كشيدن ديوار، طايفه هاي مرز نشين ايران را نيرومند مي گردانيدند تا از ورود تركان به سرزمين ايران جلوگيري كنند، چون تركان از قديمي ترين دوران با ايرانيان همسايه بودند جنگهاي زيادي بين ايرانيان و تورانيان انجام شده كه بخش مهمي از داستاهاي ملي و تاريخي مارا تشكيل مي دهد و بر اثر همين جنگها و برخوردها و همسايه بودن و اينكه قوم ترك از نظر تمدن عقب مانده تر از ايرانيان بوده باعث گرديده كه ايرانيان تركان را با ديده تحقير بنگرند. شادروان دهخدا مي نويسد: « با جنگها و رقابت هاي قرون پي در پي بين ايران و توران، نياكان ما هيچوقت در تركان كه قومي وحشي و مخرب مدنيتهاي بشري بوده اند جز به ديده بيزاري و نفرت نديده و شاعران پارسي زبان كه ترجمان بليغ دلهاي قوم اند ناچار اين ميل و عاطفه ملي را فراموش نكرده و در موقع مناسبي به اظهار و اعلام آن پرداخته اند» ( امثال حكم ) فردوسي در شعرهاي خود از تركان و تورانيان به تحقير ياد نموده است.
                                 كســي را ز تــركان نبـاشد خـرد          كــز انــديشـه خـويش رامـش بـرد
                                 بخنديد و آنگه به افسوس گفـــت         كه تــركان ز ايرانيــان نيابند جفــت
                                 كه تركان بديده پـري چهـره انـد          بـه جنـگ انـدرون پـاك بي بهره اند
و اسدي توسي گويد:     وفـا نـايـد از تـرك هـر گز پـديـد           ز ايـرانيـان جـز وفـا كس نـديـــد    ( هر دو نقل از امثال حكم )
بهر صورت تا دولت ملي ايران بر سر كار بود تركان نتوانستند به ايران وارد شوند، سر انجام پس از شكست ايرانيان از تازيان و در زمان سلطه خليفه هاي عباسي تركان ابتدا به صورت اسير و برده و كنيز به ايران راه يافته و سر انجام قدرت يافته و دولتهايي تشكيل داده و چندين قرن و سلسله هاي زيادي و تا ابتداي همين قرن بر ايران حكومت كردند.
خوانده ايم كه هارون رشيد خليفه قدرتمند عباسي در سال 193 ه ق در گذشت، دو پسر داشت، يكي امين كه مادرش عرب و هاشمي نژاد و حامي سياست برتري عرب بر ايرانيان بود، ديگري مامون كه از مادر ايراني نژاد بود. بعد از درگذشت هارون، امين به خلافت رسيد، مامون با كمك و پشتيباني ايرانيان برادرش را كشت و خود به خلافت نشست. در زمان خلافت مامون كارهاي حكومتي در دست ايرانيان بود. بعد از مامون ، معتصم در سال 218 خليفه شد، معتصم از نفوذ زياد ايرانيان بيمناك شد و از طرف ديگر به عربها هم اعتمادي نداشت و چون مادرش هم كنيزك ترك بود، خون ترك او را برانگيخت تا به تركان روي آورد. در اين زمان با عرض تاسف انواع بنده و كنيز درسر زمين  پهناور ما مسلمانها مي زيستند كه غلامان و كنيزكان ترك فراوان ترين و در عين حال گرانترين آنها بودند، اين غلامان و كنيزكان ترك، اسيراني بودند كه در جنگهاي مسلمانان با تركان، بدست مسلمانان افتاده بودند و مسلمانان آنان را به عنوان غنيمت همانند كالا بين خود تقسيم كرده و در بازار برده خريد و فروش مي كردند، مردان را جهت كار و خدمت در ارتش، و دختران و زنان را جهت كنيزي و كارهاي خانه مي خريدند. اهميت كنيزكان ترك در زيبايي شان و غلامان ترك در شجاعت و جنگاوري شان بوده است. ابوالقاسم محمد بغدادي مشهور به ابن هوقل، سياح مسلمان كه سرزمينهاي اسلامي را سياحت كرده مي گويد:« بندگان ترك در جهان نظير ندارند و در بها و زيبايي هيچيك را با آنها ياراي همسري نيست و من غلامي را ديده ام كه در خراسان به سه هزار دينار فروخته شده و قيمت كنيزك ترك در ميان خراسانيان به سه هزار دينار مي رسد و من در هيچ جاي جهان نديده ام كه غلامي و كنيزكي به چنين قيمت گران فروخته شود » ( نقل از تاريخ ادبيات در ايران ، دكتر ذبيح الله صفا )
مي خوانيم شعار مسلمانان در جنگها با غير مسلمانان كه آن را غزوه يعني جنگ با كافران در راه خدا، مي گفتند، دعوت به يكتا پرستي، برادري و عدالت بوده است حال وجود خواجه، ارباب ، برده و كنيز چه تناسب و نزديكي با بزرگي ، بخشندگي، رحمانيت ، آفرينندگي و عظمت خداوندي ، برادري و عدالت دارد ؟ نمي دانم. بهر حال جهت شناختن برده و كنيزك خوب از بد – هنگام خريد و فروش – علم و تخصصي بوجود آمده بود و افراد داراي اين تخصص، همانند بورسي ها و دلالان محترم! امروز خودمان، با ور انداز كردن قيافه غلام و كنيزك بدبخت، تعيين ارزش مي نمود! اين موضوع در كتابهاي آن زمان هم انعكاس يافته است ( قابوسنامه را بخوانيد ). پديده ضد انساني و اجتماعي برده، برده داري و خريد و فروش انسان متاسفانه داغ ننگي است بر پيشاني جامعه، تاريخ و فرهنگ ما انسانها، و با هيچ توجيه اقتصادي، اجتماعي، عرفي هم اين داغ ننگ زدوده نخواهد شد. به دنبال وقوع انقلاب آمريكا و انقلاب كبير فرانسه و ممنوع شدن برده داري در كشور هاي غربي، دولت وقت ايران هم براي اينكه خيلي از قافله عقب نماند اين پديده ضد انساني را در ايران ممنوع اعلام كرد و در روز 18 بهمن ماه 1307 ش ، داور وزير دادگستري دولت وقت ايران لايحه اي مبني بر غير قانوني بودن برده داري با قيد دو فوريت تقديم مجلس شوراي ملي كرد و به تصويب نمايندگان رسيد و  رسما از آن تاريخ در كشور ايران برده داري ممنوع بوده است. صورت ماده واحده قانوني به شكل زير است.
« ماده واحده – در مملكت ايران هيچكس به عنوان برده شناخته نشده و هر برده اي به مجدد و رود به خاك يا آبهاي ساحلي ايران آزاد خواهد بود، هركس انساني را بنام برده خريد يا فروش كرده يا رفتار مالكانه ديگري نسبت به انسان بنمايد يا واسطه ديگري در حمل و نقل برده بشود محكوم به يك تا سه سال حبس تاديبي خواهد بود » ( نقل از روزنامه اخگر اصفهان سه شنبه 23 بهمن 1307 ). بدون شك در اين تاريخ در ايران برده داري به شكل سنتي آن تاحدودي ترك شده بوده و اين عمل دولت آن روز جنبه سياسي داشته است ولي اگر عميق بينديشيم و مطالعه كنيم و باتوجه به پيشرفتي كه انسان در مسائل اجتماعي، در سطح جهاني  بدست آورده و بر اثر آن هر انساني همراه تولد داراي حق زيستن انساني، حق شناخت، آگاهي، اختيار، حق تصميم گيري و آزادي است و مي بينيم متاسفانه بسياري از انسانها از اين حقوق خود محروم اند به باور من برده داري در شكل و قواره پنهان و با نام ورويه ديگر حتا در همين پيرامون من و تو ي خواننده هم ادامه دارد. ديده اي بينا مي خواهد و وجداني آگاه تا روابط هاي نا برابر و ناعادلانه را ببيند.
به هر صورت معتصم خليفه عباسي، 8 يا 18 هزار از اين غلامان ترك را خريد و سپاهي ترتيب داد و فرماندهان آنان را نيز از ميان خودشان برگزيد تا پشتيبان خلافت او باشند. قدرت غلامان ترك كه اكنون فرماندهان نظامي شده بودند روز به روز بيشتر مي شد و سر انجام بعدها همين غلامان ترك قدرت را بدست گرفتند و اولين حكومت ترك يعني غزنويان را تشكيل دادند.
مي نويسند سلطان محمود پادشاه قدرتمند غزنوي بنا به سياستي كه داشت به گروهي از هم نژادان خود يعني سلجوقيان و تركمانان اجازه داد به ايران آمده در خراسان سكونت كنند. اينان پس از مرگ محمود طغيان كرده به آذربايجان كوچ كردند، سكونت اين تركان در آن خطه موجب ترويج زبان تركي در آن مرز و بوم گرديد. بعد از غزنويان، سلجوقيان به قدرت رسيدند، دولت سلجوقيان بزرگترين و وسيع ترين دولت تركي است كه در ايران روي كار آمده، در اين زمان قدرت اصلي در دست خواجه نظام الملك توسي قدرتمند ترين و توانگر ترين نخست وزير تاريخ ايران بوده است مي گويند در اين وقت عده زيادي ترك سلجوقي از غرب درياي مازندران به ايران سيل آسا مهاجرت كردند. سعيد نفيسي ( در كتاب تاريخ اجتماعي سياسي ايران در دوره معاصر ) مي نويسد: « در آغاز قرن 8 هجري، اسلاو ها اين تركان را اندك اندك از سرزمينشان پشت كوههاي قفقاز رانده و آنها مجبور شدند در تركيه امروز و جزيره بالكان وشبه جزيره كريمه و در شمال و جنوب رود ارس سكنا گزينند و سلسله هايي از اين تركان در اين نواهي پادشاهي كردند از جمله قراقويونلوها، آغ قويونلوها و… پس اين نكته نادرست كه تقريبا همه آن را تكرار كرده اند كه تركان مغرب يعني تركهاي ساكن ايران و تركيه از زمان سلجوقيان به اين نواحي آمده و بازماندگان همان سلجوقيانند كاملا رد مي شود »
به قدرت رسيدن و تهاجم و مهاجرت تركان به سرزمين ايران بويژه تركان همراه مغول همراه با قتل و غارت و ظلم و ستم برتاجيكان يا مردم ايران بوده است. بدين جهت واژه ترك به معناهاي متفاوت و متضاد در زبان و ادبيات فارسي به كار رفته است. مانند تركتازي كردن يعني غارت و چپاول كردن، تركي كردن يعني بي رحمي و قساوت و بي ادبي و خشونت و… و همچنين ترك به معني زيبا و معشوق زيبا و به كار رفته است. حافظ مي فرمايد:
                               اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل مارا                 به خال هندويش بخشم سمرقندو بخارا
گفتيم كه ايرانيان، تركان را از زمانهاي باستان، كوچك شمرده و شادروان فردوسي بزرگ از روي تعصب ملي آنها را بدون خرد دانسته و ازدواج با آنها را شايسته نمي داند و بر اين باور است كه تركان از هنر جنگي بي بهره اند. ولي در زمان صفويان اين تركان بودند كه باز از روي تعصب قومي ايرانيان را تحقير و آنها را از هنر جنگي بي بهره دانسته اند. آقاي نصرالله فلسفي مي نويسد:      « شاه اسماعيل صفوي پس از فتح هر ولايت غنائم و اسيران و زمينهاي آنجا را ميان سرداران قزلباش تقسيم مي كرد، بدين ترتيب در سراسر ايران طوايف ترك نژاد و ترك زبان، برايرانيان اصيل پارسي گوي، فرمان روا شدند، و طبقه ممتاز صاحب قدرتي در ايران پيدا شدكه تمام مقامات و منصبهاي بزرگ لشكري و كشوري را در دست داشت و بر مردم ايران در كمال استبداد و قدرت حكمروايي مي كرد، به همين سبب در دوره صفوي با آنكه شاه را شاهنشاه ايران مي ناميدند، كشور ايران را مملكت قزلباش مي گفتند، در دربار ايران به تركي سخن گفته مي شد، شاه اسماعيل صفوي به تركي شعر مي گفت، قزلباشان ترك ، خود را از مردم اصيل ايراني نجيب تر و برتر مي شمردند و ايشان را به تحقير تات و تاجيك مي خواندند و… قزلباشان معتقد بودند، كه تركي، زبان مردان و جنگاوران است و پارسي زباني است ملايم و شيرين و نرم و شايسته زنان، كه در بيان افكار شاعرانه و اظهار احساسات و عواطف لطيف به كار بايد برد» (نقل از، زندگاني شاه عباس، نوشته نصرالله فلسفي، انتشارات علمي ص 221- 336 ) ببينيد تعصب چكار مي كند؟! در اينجا باز از قول فردوسي بزرگ بايد گفت:
                              چنين است رسم سراي درشـــت              گهـي پشـت زيـن و گهـي زيـن به پشت
و نيز قائم مقام فراهاني مي گويد:   روزگار است اين كه گه عزت دهد گه خوار دارد         چرخ گردون از اين بازيچه ها بسيار دارد


آخرین بروز رسانی ( 1388/03/30 ساعت 14:18:20 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد