Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه شماره 16- نیمه خردادماه 91
گزارش نامه شماره 16- نیمه خردادماه 91 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1391/03/15 ساعت 08:10:59

جلسه برای فردوس
جلسه ای در تاریخ 11/3/91 ساعت 30/8 صبح با حضور مظفری بخشدار، کیان پور رئیس بانک کشاورزی سامان و دو نفرکارشناسان آن بانک، اعضا هیات مدیره فردوس، اعضا شورا و جمعی از اعضا شرکت فردوس در محل بخشداری  سامان تشکیل گردید. هدف از تشکیل این جلسه رسیدگی به اعتراض کسانی بود که بانک حساب های شان را به خاطر اقساط معوقه فردوس مسدود و موجودی حساب شان را بلوکه کرده بود. که پس از بحث و گفت و گوی زیاد سرانجام مقرر گردید:
 افرادی که بدهی اقساط وام معوقه دارند، باید یک برگه چک سفید امضا، با تنظیم صورت جلسه توسط رئیس شورا، و قید شماره چک، تحویل هیات مدیره شرکت فردوس بدهند، تا پس از بررسی حساب های فردوس توسط سه نفر نماینده، و مشخص شدن مبلغ دقیق بدهی هر فرد، مبلغ مشخص شده، در چک قید و وصول گردد.
یک نفر حسابرس از طرف بانک به نمایندگی بخشدار، یک نفر حسابرس به انتخاب حدود 30 نفر معترض به اقساط وام های فردوس، به علاوه بازرس شرکت فردوس، حد اکثر ظرف دو ماه آینده حساب های شرکت فردوس را بررسی، و میزان دقیق سهم بدهی هر یک از اعضا را مشخص و اعلام نمایند.
مسعود شاهسون رئیس شورا موظف گردید ظرف 5 روز آینده از 30 نفر معترض دعوت و از ایشان بخواهد یک نفر حسابرس انتخاب و طی صورت جلسه ای به بخشداری معرفی نمایند.
وقتی وثیقه های افراد بدهکار طی صورت جلسه ای تحویل رئیس شورا و اعضا هیات مدیره شد، مدیر عامل شرکت فردوس موظف است ظرف ده روز آینده به بانک مراجعه، بدهی شرکت را با عقد قرار مجدد تمدید نماید. رئیس بانک هم موظف گردید پس از تمدید بدهی شرکت، حساب های مسدود شده را باز نماید.
آقای مظفری بخشدار هم قول داد در صورتی که حساب ها مشخص و ارقام مشخص شده در چک ها قید و جهت وصول به بانک برده شد و وصول نگردید از طریق اموراراضی نسبت به خلع ید زمین از اعضا متخلف اقدام لازم را بنماید.                     
                                                                                              گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده   
سالن ورزشی
روز 8/3/91 ساعت 9 صبح دو نفر اعضا شورا به اتفاق دهیار روستا به منظور پیگیری ساخت سالن ورزشی با آقای دکتر شمسی پور مدیرکل اداره ورزش و جوانان ملاقات داشتیم که گفت:
 من صریح نظر خود را مکتوب به فرمانداری نوشته ام و گفته ام؛ تاکید این اداره کل بر روی ساخت سالن ورزشی، طبق شاخص ها می باشد. با لحاظ نمودن شاخص های منطقه ای خصوصا قابلیت دسترسی روستاهای اطراف و غالب بودن شاخص جمعیت مارکده و نیز قوچان در کنارش، مارکده را برای ساخت سالن مد نظر قرار داده ام.
طی یکی دو ماه گذشته ده ها تلفن از جاهای مختلف به من شده و درخواست کرده اند که سالن در گرم دره ساخته شود ولی حتا یک تلفن برای روستای مارکده هم نداشته ام. در جلسه ای که با مسئولان برای تعیین محل ساخت چند سالن ورزشی داشتیم، درباره سالن شما، همه ی مسئولان حاضر در جلسه گفتند؛ سالن در گرم دره ساخته شود، تنها من یک نفر گفتم؛ سالن باید در مارکده ساخته شود. این را نه به جهت اینکه شما مارکده ای هستید می گویم، نه. چند روز قبل چند نفر از روستای گرم دره آمده بودند این موضوع را به همان ها هم گفتم. مسئولیت من ورزش و جوانان است برابر این وظیفه ی تعریف شده که من پذیرفتم، تصمیم ها باید بر اساس نظر کارشناسی و تخصصی ورزشی اتخاذ گردد. دوستان گرم دره ای استدلال می کردند که؛ «خانه بهداشت را به مارکده داده اند حق این هست که سالن ورزشی را به گرم دره بدهند» برای شان توضیح دادم که بعضی کارها اجباری است و بعضی اختیاری. وقتی آدم مریض می شود ناگزیر است پیش دکتر برود چاره ای دیگر ندارد حال مرکز پزشکی هرچه هم دور باشد باید برود ولی ورزش اختیاری است باید راهش را نزدیک، آسان، راحت و کم هزینه کنیم تا مردم به سراغ ورزش بروند. بدین دلیل مارکده هم خود دارای جمعیت بالا است، هم قوچان نزدیکش است و هم میانه ی چند روستا قرار دارد بنابراین مردم با رغبت بهتر و بیشتر به سراغ ورزش خواهند رفت.
 اخیرا یک نامه ای از آقای حسین میرزایی در استانداری رو کرده اند که صریح نوشته؛ سالن در گرم دره باید ساخته شود. مفاد این نامه با شاخص های اداره ورزش و جوانان هم خوانی ندارد.
ببینید سرانه فضای ورزشی بروجن دو برابر فضای ورزشی شهرکرد مرکز استان است و سرانه فضای ورزشی بن خیلی بیشتر از بروجن و شهرکرد است دلیل اینها توزیع ناعادلانه فضای ورزشی است تصمیماتی که بر اساس شاخص های ورزشی گرفته نشده و فضاها ساخته شده است این توزیع نا عادلانه در زمان استانداری آقای صادقی و مدیرکل تربیت بدنی آقای حسین میرزایی بوجود آمده است که هر یک فضاهای ورزشی را به منطقه خود می برده است. در منطقه بن یک سالن در روستای حیدری ساخته اند اکنون شده لانه کبوتر و محل انجام کارهای خلاف. من می خواهم سالن در جایی ساخته شود که در دسترس باشد و ازش بهترین و بیشترین استفاده شود شاخص های اداره هم همین را می گوید.
 مسعود شاهسون گفت: آقای حسین میرزایی خیلی ادعای مسلمان بودن و مذبی بودن داشت هر روز صبح که به اداره می آمد بک ربع ساعت قرآن می خواند بعد کارش را شروع می کرد یک شب ما در همین محل با او جلسه داشتیم مرتب در بین حرف هایش و جلسه به کتاب قرآن استناد می کرد،  نگاه می کرد که من بدنم می لرزید چون می دانستم عملش با ادعایش همخوانی ندارد.           
                                                                                             گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده
کنگره ملی شعر و اندیشه عمان سامانی
کنگره فوق روز 6/3/91 از ساعت 5 بعد از ظهر با حضور جمعی زیاد از مردم در سالن اجتماعات برج میلاد تهران برگزار شد. از شهر سامان بیش از 50 نفر در این کنگره شرکت داشتند.
در این کنگره آقایان: پیرهادی رئیس بسیج شهرداری تهران، دکتر حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد، استاد سازگار، استاد مجاهد، دکتر سنگری، دکتر ایازی سخن گفتند و هر یک از زاویه ای، شعر و اندیشه عمان سامانی را برای حاضران بیان نمودند و در پایان استاد کریمی دو قطعه شعر عمان سامانی در وصف حادثه کربلا را با لحن و قالب روضه خواند. از سه کتاب درباره عمان سامانی رونمایی شد. به چند نفر پژوهشگر که در باره عمان سامانی تحقیق و پژوهشی کرده بودند جوایزی اهدا شد.
                                                                                             گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده
مجمع عمومی تعاون روستایی
مجمع عمومی نوبت دوم شرکت تعاون روستایی مارکده با دعوت قبلی روز 12/3/91 ساعت 9 صبح با حضور جمعی اندک در محل مسجد روستای مارکده برگزار گردید. دکتر مصطفی عرب مدیرعامل گفت: 800 پیامک داده و از اعضا دعوت کرده ایم به علاوه اطلاعیه هم جلو دکان ها و معابر نصب نموده ایم ولی متاسفانه مردم نیامده اند. ما طی این چند سال یک فروشگاه در روستای یاسه چاه دایر کردیم که ناگزیر شدیم آن را جمع کنیم فروشگاه ما در گرم دره و صادق آباد و مارکده دایر است. 70 میلیون تومان از اتحادیه گرفتیم و لوله آب رسانی خرید و در فروشگاه صادق آباد فروختیم و نیمی از سود را به اتحادیه پرداخت کردیم. ما حدود 17 میلیون تومان افزایش سهام داشتیم. وقتی تعاونی را تحویل گرفتیم 15 14 میلیون تومان بدهی داشت. متاسفانه با حذف آرد، کود و نیز جمع شدن اجناس کوپنی، تعاونی خدمات شایانی نمی تواند ارائه دهد. قبلا اجناس را به ما می دادند تا بفروشیم و پولش را برگردانیم ولی اکنون باید پول پیش بپردازیم تا بعدا جنس به ما تحویل گردد. تعاونی مارکده جزء یکی دو تعاونی خوب و فعال استان است. تعاوی ها سرمایه بزرگی توی اتحادیه دارند. 7 درصد سرمایه اتحادیه مال تعاونی مارکده است که بالغ بر  600   700 میلیون تومان می شود. اتحادیه زمینه فعالیت اقتصادی اش را از دست داده اکنون دارند هزینه و حقوق کارکنان را از مایه می پردازند. به همین جهت کارخانه پنیر را فروختند. سال قبل گاو ها را فروختند. امسال هم مصوب نموده اند که گاوداری را بفروشند. اگر دیر بجنبیم نه تنها از سرمایه چیزی نمی ماند بلکه سهامداران مبلغی هم بابت کسری، بدهکار خواهند بود. می خواستم توی این جلسه مجمع عمومی تصمیمی در این باره هم اتخاذ گردد.
محمدعلی شاهسون گفت: ببینید تعاونی های روستایی 50 سال قبل تشکیل شدند آن روز باور دولتیان این بود که مردم روستا آن شناخت و توانایی لازم را برای اداره کردن تعاونی ندارند لذا آمدند اداره ای تاسیس نمودند تا به صورت متمرکز تعاونی ها را هدایت کند امروزه خوشبختانه سطح آگاهی و اطلاعات مردم بالا رفته است نمونه اش اداره چندین نهاد اجتماعی اقتصادی در همین روستای مارکده به دست خود مردم است. به همین دلیل تعاون روستایی ما هم دیگر قیمی که در شهر نشسته باشد نمی خواهد. باید تعاونی مستقل از تصمیم های شهرنشینان و با دست خود اعضا در همین روستا اداره شود. وقتی تعاونی را خودمان اداره می کنیم دیگر لازم هم نیست که سرمایه مان در شهر بخوابد. این است ما می خواهیم تمام سرمایه سهم تعاونی مارکده به تعاونی انتقال داده شود. هیات مدیره ای که انتخاب می گردد باید این دو خواسته اعضا را پیگیر باشد.
به دلیل عدم استقبال مردم در جلسه مجمع عمومی قرار شد مدیرعامل در هر یک از روستاها جداگانه جلسه بگذارد تا یک نفر نماینده خود را برگزینند. و هیات مدیره منتخب پیگیر انتقال سرمایه از شهرکرد به مرکز تعاونی در مارکده باشند.                         
                                                                                            گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده    
همایش ملی انتقال آب بین
همایش فوق در تاریخ 3/3/91 ساعت 8 صبح با حضور جمعی از کارشناسان، مسئولان و مردم دردانشگاه آزاد شهرکرد برگزار گردید. که با حذف تعارفات و سخنان تکراری چکیده سخنان آغازین همایش را در اینجا با هم می خوانیم. جلسه پایانی همآیش، سخنان فنی مقاله نویس ها بود.
دومین سخن ران دکتر علی محمدی دبیر همآیش بود که گفت: آب یک عرضه محدود دارد تغییرات اقلیمی و توزیع نامناسب زمانی و مکانی بارش هم مزید بر علت شده است، مدیریت نا مناسب هم مشکل و مسئله را مضاعف کرده است. انسان راحت طلب است و در کمبود آب، اولین راه حل مناسب و آسان که به فکرش خطور می کند این هست که از جایی دیگر آب را انتقال و در دسترس داشته باشد. انتقال آب از حوضه ای به حوضه ای دیگر اجتناب نا پذیر است از گذشته های دور بوده و خواهد هم بود. برای آشنایی با آخرین برآوردهای علمی و پژوهشی در زمینه انتقال آب بین حوضه ای، و ارائه راه کارهای مناسب در راستای رفع مشکلات و معضلات، همآیش ملی انتقال آب بین حوضه ای (چاش ها و فرصت ها) در شهرکرد کلیک خورد. دلیل اینکه این همآیش در شهرکرد تشکیل شده این است که، استان ما بیشترین طرح های انتقال آب بین حوضه ای را دارد و بیشترین بحث های آب بین حوزه ای هم در استان چهارمحال و بختیاری هم هست. طرح های انتقال آب بین حوضه ای که در وزارت نیرو پیش بینی شده عمدتا در استان چهارمحال و بختیاری است. بحث این همآیش در سال گذشته در استان ما کلیک خورد، فراخوان داده شد، 140 مقاله به دبیرخانه همآیش رسید، مقالات به داوران سراسر کشور ارسال شد. از بین مقالات رسیده، 71 مقاله از بین 16 استان کشور پذیرش شده است. که امروز در نشست های بعدی ارائه خواهد شد.
سخن ران بعدی نکونام، امام جمعه شهرکرد بود که گفت: خداوند فرموده؛ حیات همه ی موجودات را از آب قرار دادیم، زندگی بدون آب بی معنا و مفهوم است. آب یعنی زندگی و زندگی یعنی آب. من سعی کردم تمام حرف این همآیش را در این نوشته ای که می خوانم خلاصه کرده باشم. عقل، عرف، قانون و شرع، همه نظر واحد دارند که، اموال عمومی اختصاص به فرد واحدی ندارند و باید برابر قواعد و ضوابط مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرند. طبق عقل، عرف، قانون و شرع، اولویت در صورت نیاز با افراد، جمع ها و حلقه های اولیه است. پس از تامین نیازهای افراد اولیه، حلقه های بعدی باید بهره مند شوند. این قاعده اکنون در کشور حاکم است. برای مثال؛ از درآمد حاصل از نفت و گاز که، اموال عمومی هستند، همه ی مردم کشور بهره مند می شوند. با این تفاوت که وجوهی ویژه برای مناطق نفت خیز اختصاص داده می شود. هرکجای دیگری که منابع ملی وجود داشته باشد همین قاعده حاکم است و این شیوه عین عدالت است. آب هم یکی از این منابع عمومی است. مردم استان ما تابع همان قواعد عقل، عرف ، قانون و شرع هستند. مردم ما زیاده خواه و انحصار طلب نیستند. مردم استان ما مردمی نوع دوست و مانع بهره مندی دیگر همنوعان خود از نعمت های پروردگار نیستند. تمام سخن این مردم این هست که؛ نیازهای مردم این استان را از این آب خدادادی که در استان هست در اولویت قرار داده و تامین نمایید. این خواسته زیادی نیست، سخن حساسیت زایی هم نیست، حرف تنش زایی هم نیست، حرف معقولی است. این استان هم با کمبود آب آشامیدنی، آب کشاورزی و آب برای صنعت روبرو است. نسبت به رفع این کمبود اولویت قائل شوید. در انتقال آب از این استان به استان های دیگر هیچ مضایقه ای وجود ندارد. هیچ انحصار طلبی نیست. هیچ تنگ نظری دیده نمی شود. با دید باز می پذیریم. اصلا مالکیتی برای خود قائل نیستند. ولی در انتقال از این استان به استان دیگر تک گزینه ای اقدام نشود. گزینه های مختلف کارشناسانه بررسی شود،
سخن ران بعدی عنابستانی استان دار بود که گفت: بحث و بررسی موضوع انتقال آب بین حوضه ای جایش در یک محل علمی و دانشگاهی است. به نظر من دلیل عمده بحران آب، عدم توازن و تناسب بین منابع و مصارف است. خشک سالی یک امر اجتناب ناپذیر است. اما آن چیزی که ما باید مدیریت بکنیم مدیریت تامین و توزیع آب است و مدیریت ایجاد توازن بین منابع آبی و مصارف آبی است. چیزی که تا کنون اتفاق نیفتاده است و از دست ما بر می آید و امکان پذیر هم هست. موضوع آب، مدیریت آب و مسائل مربوط حوزه مصرف آب، یک موضوع کاملا علمی و تخصصی است و در بخش هایی هم یک موضوع کاملا حقوقی است. اما در سال های اخیر به دلیل اینکه ما موضوع آب را در حوزه های تخصصی علمی و حقوقی مدیریت نکرده ایم، تبدیل به یک مسئله اجتماعی و بعضا سیاسی شده است. آنوقت کنترل موضوع به دست قدرت های اجتماعی سیاسی افتاده است. ساختار، شرایط و بایسته های تصمیم گیری مدیریت سیاسی اجتماعی کاملا متفاوت با حوزه مدیریت تخصصی علمی و حقوقی است. این است که می بینیم موضوع آب به یک چالش اجتماعی سیاسی مبدل ایجاد شده است. وقتی می خواهیم درباره موضوع هایی در حوزه سیاسی و اجتماعی به تصمیم گیرش بنشینیم، ممکن است آن تصمیم ها خصوصیت علمی نداشته باشند. چون افکار عمومی، هجمه های روانی، فضای رسانه ای و بازی با افکار عمومی تاثیر گذار خواهد بود، در حوزه سیاسی و اجتماعی می توان دگرگونی در افکار عمومی بوجود آورد. این در حالی است که در حوزه علمی و تخصصی یک گزاره علمی، منطقی و قابل اثبات، یک گزاره درست هست هرچند تعدادی هم با آن مخالف باشند. وقتی موضوعی در حوزه غیر علمی و تخصصی یعنی بین غیر اهل فن بررسی گردد حرف حق دیگر شنیده نمی شود. هرکس توانست قدرت تاثیر گذاری بیشتری بر افکار عمومی داشته باشد بازی را برده است و این آفتی است که در مدیریت آب به چشم می خورد. ما از این زاویه تا کنون به صورت رسمی این موضوع را بررسی و بیان نکرده ایم. ما باید یادبگیریم تامین کسری، کمبود آب، مشکل رفع آلودگی آب، مشکل کمبود بارش و کمبود منابع آبی در مناطق مختلف کشور یک مسئله کاملا پیچیده علمی است که باید در فضای علمی بررسی و برایش تصمیم گیری شود. به همین جهت من از این همآیش علمی دانشگاهی به شدت استقبال کردم و انتظار این هست که دانشمندان بنشینند و موضوع را صرفا با یک دید علمی بررسی نمایند. موضوع کمبود بارش در کشور ما و افزایش مصرف آب، شاید انتقال آب بین حوضه ای را ناگزیر کرده باشد. اما روش، مکان اجرا، کجایی انتقال، چرایی انتقال، میزان انتقال، میزان مصرف، منابع مصرف، مصارف مبدا، شرایط مبدا، شرایط مربوط به زیست محیطی، اینها مسائل کاملا علمی است و باید در یک بستر علمی به دور از هیاهو و چالش های رایج اجتماعی و سیاسی به آن پرداخت تا بتوان نتیجه منطقی گرفت. رسیدن به یک توسعه منطقی، پایدار، همه جانبه و ماندگار، به شرط رعایت حقوق آیندگان و رعایت محیط زیست، اگر با انتقال آب بین حوضه ای صورت خواهد گرفت کسی با آن مخالفتی ندارد. این گزاره را باید ساختارهای علمی تایید بکند. شما معیارهای سازمان یونسکو را در رابطه با انتقال آب بین حوضه ای را نگاه کنید. می گوید: برای انتفال آب بین حوضه ای، باید یک مطالعات جامعه صورت گیرد و تاثیر گذاری همه جنبه ها را در نظر باید گرفت. آیا ما برای سه طرح انتقال آب بین حوضه ای که تا کنون در استان ما اجرا شده گزاره های تاثیر گذار را دقیق بررسی کرده ایم؟ من که 25 ماه است استاندار این استانم چنین مطالعاتی را ندیدم. تونل اول کوهرنگ حدود 2 کیلومتر طول دارد و سال های خیلی قدیم اجرا شده است. تونل دوم کوهرنگ حدود 10 کیلومتر طول دارد. تونل سوم کوهرنگ حدود 23 کیلومتر است و هنوز هم پایان نیافته است. مطالعات جامعی که اثبات کند اجرای همین سه طرح ضرورت داشته است، تاثیرات مخربش بر منابع آبی مبدا، زندگی مردم  مبدا و تاثیراتش بر وضعیت اقلیمی مبدا لحاظ شده در دست نیست. ما متاسفانه امروز تاثیر مخرب همین تونل سوم گوهرنگ را می بینیم. دو سال است که می گوییم مطالعات آب استان را قرار داد ببندید و انجام بدهید تا ما بدانیم در حوضه های مختلف آبریز چه اتفاقاتی خواهد افتاد. با وجود تاکیدهای مکرر ما هنوز قراردادی منعقد نشده است. مرتب هم وعده داده می شود. اگر مطالعه صورت گیرد ما می توانیم دقیق بگوییم نیازهای مبدا چیست، چه مقدار آب مازاد است، به چه شیوه ای به مقصد منتقل خواهد شد. سازمان یونسکو به رعایت حقوق و نیازهای حوضه مبدا و رعایت پایداری اجتماعی و فرهنگی در حوضه مبدا تاکید دارد. به حفظ محیط زیست تاکید دارد. به سهیم کردن مردمان حوضه مبدا، به منافع حاصل از انتقال آب تاکید دارد. اینها در قانون برنامه چهارم خودمان با همین صراحت هم آمده است. اگر ما مطالعات دقیقی داشته باشیم و بررسی کنیم خیلی سریع می توانیم به نتیجه برسیم. درباره همین طرح انتقال آب حوضه بهشت آباد به فلات مرکزی، چند بار خدمت وزیر گفتم: من به عنوان استان دار چهارمحال و بختیاری می خواهم که این طرح اجرا بشود. شما بیایید دغدغه های ما را بر طرف کنید تا طرح بتواند اجرا بشود. دانشمندان ما در این باره نظراتی دارند، ما این نظرات و دغدغه های دانشمندان استان مان را جدی می دانیم. یک جلسه علمی و تخصصی در وزارت نیرو بگذارید تا نظرات و دغدغه های شان را بگویند. روی آنها بحث و گفت وگو کنیم. ولی دریغ از یک جلسه.  نمی دانم چرا این جلسه برگزار نمی شود؟ چرا تصور می کنیم یک موضوع کاملا علمی و تخصصی در یک فضای اجتماعی روانی قابل حل است؟ مطمئنا قابل حل نیست. مدیران وزارت نیرو که فکر می کنند با فضا سازی روانی و اجتماعی می توانند موضوع را حل کنند اشتباه می کنند. بر اساس ماده یک توزیع عادلانه آب، مدیر آب وزارت نیرو است. مدیر باید مدیریت تخصصی کند. اگر قرار است فضا را به فضایی اجتماعی روانی و جنجال و چالش تبدیل کنیم آن هم  بین دوتا مردم خوب، مردم عزیزی که یک پیشینه تاریخی کاملا یک دست و یک نواخت دارند، سال های سال با هم زندگی کرده اند، با هم بده بستان دارند، حشر و نشر دارند، یک مردم به هم پیوسته، حال با یک مدیرت غلط بدون هیچ دلیلی دچار یک چالش شده ایم. بحث ها را که ما توی محیط های دانشگاهی و علمی طرح کنیم می تواند کارگشا باشد. من به عنوان استاندار چهارمحال و بختیاری و نیز آقای دکتر ذاکر اصفهانی استاندار اصفهان هر دو تاکید داریم که موضع آب یک بحث کاملا علمی است. علما و دانشمندان مربوط به آب باید بنشینند بحث و گفت وگو کنند تا به یک راه حل منطقی برسند. ما هم به آنها کمک می کنیم تا به راه حل عالمانه ای که بدان دست یافته اند اجرا گردد. بسیاری از دغدغه های علمی ما در موضع تونل بهشت آباد بدون پاسخ مانده است. طبیعی است که تا این دغدغه ها پاسخ داده نشود به هیچ عنوان اجرای پروژه امکان ندارد. هرچند اوراق مشارکت بفروشند و فضای روانی درست کنند. هزینه این پروژه هزار و پانصد میلیارد تومان برآورد شده است. ما بر این باوریم که نادرست است. چرا؟ برای اینکه الان 80 متر از تونل سوم کوهرنگ مانده و در طول 5 ماه گذشته فقط یک متر حفاری شده است. یعنی کار در محلی گیر افتاده که فکرش را هیچ کس نکرده بود. تا امروز تونل سوم کوهرنگ چندین برابر برآورد هزینه اولیه اش، هزینه شده است. یک تجربه عینی و مشخص است. برآورد ما برای هزینه تونل بهشت آباد حداقل 10 هزار میلیارد تومان است. حالا آمده اند هزینه تونل بهشت آباد را هزار و پانصد میلیارد تومان برآورد و 90 میلیاردتومان اوراق مشارکت می فروشند. این کار کار علمی نیست. شروع هم نخواهد شد. با جنجال و هیاهو هم نمی شود کار را پیش برد. برفرض هم کار را شروع کنند خوب به جایی نمی رسند. شنیده ام کار لوله کشی خط دوم انتقال آب به یزد را آغاز کرده اند این درحالی است که هنوز امکان اجرای طرح بهشت آباد نیست. از دوستان اصفهانی می پرسم این خط دوم لوله کشی یزد را به کنار زاینده رود رساندید از کجای زاینده رود می خواهید آب توی لوله بیندازید؟ یک بارِ شدید و جدید دیگری به زاینده رود اضافه و تحمیل خواهیم کرد. یعنی خودمان با فضا سازی، خود را در مقابل یک عمل انجام شده قرار داده ایم. امروز دیگر نمی توانیم مردم را با امید واهی نگهداریم. با این فضا سازی قطعا به مشکل بر می خوریم. اگر می خواهیم زاینده رود در دل اصفهان بخروشد، باید مدیران اصفهان سطح مصرف آب را با تغییر کشت کشاورزی و تغییر الگوی مصرف پایین بیاورند. ببینید سه تا تونل برای انتقال آب به زاینده رود کنده شده است و قرار بوده این سه تونل 450 میلیون لیتر به آب زاینده رود اضافه می کرده اند. قرار بوده از تونل اول و دوم 200 میلیون لیتر آب روی زاینده رود بریزد. قطعا امروز این مقدار آب به زاینده رود نمی ریزد. این در حالی است که ما با احتساب این آب ها به بار زاینده رود در پایین دست افزوده ایم. در ظاهر این گونه است که با ایجاد تونل و آوردن آب به زاینده رود می خواهیم آن را پرآب کنیم ولی چون بارش را در پایین دست بیشتر می افزاییم عملا زاینده رود را خشک تر کرده و می کنیم. آنوقت آمده اند یک سری حرف های عوامانه، غیر علمی و غلط سر زبان های مردم انداخته اند که؛ علت کمبود آب زاینده رود این است که در چهارمحال پمپ گذاشته اند و آب را برداشت می کنند. این درحالی است که ما 140 میلیون لیتر تخصیص از زاینده رود داریم ولی تاکنون بیش از 80 میلیون لیترش را برداشت نکرده ایم. درپایان دوباره عرض می کنم کار کاملا علمی و تخصصی و باید توسط کارشنان برای آن راه یافته شود. نباید فضا سازی کنیم و آن را به میان توده مردم بکشیم. و این وظیفه وزارت نیرو است که موضوع آب را از فضای هیاهو و جنجالی و روانی سیاسی اجتماعی بیرون بکشد و در یک جمع کارشناسی با ضوابط علمی و تخصصی، آن را بررسی کند. هر نتیجه ای که از جلسات بحث و گفت وگوی علمی و تخصصی توسط کارشناسان بیرون بیاید مردم استان ما آن را خواهند پذیرفت.
سخنران بعدی مهندس نیازی مدیرکل سازمان جهادکشاورزی بود که گفت: این همآیش برای دادن پاسخ به پرسش هایی که در اذهان تک تک شما وجود دارد، برگزار شده است. امنیت غذایی و استفاده کارا از آب، امروز از مهمترین تعهدات است. امید است در پایان این همآیش در باره مسائل آب، و حل مشکلات آب، که زیربنای تمدن و شهرها است، و زمینه ساز تنش و صلح بین افراد، و همچنین ضامن بقای اکوسیستم است، به یک همگرایی برسیم. سطوح زراعی آبی استان 73940 هکتار است یعنی 25/1 درصد کل کشور. باغات آبی 42014 هکتار یعنی 64/1 درصد کل کشور. مجتمع های دامداری در حال بهره برداری استان 18 مجتمع است. میزان تولیدات کشاورزی سالانه 3/1 میلیون تن و 3/1 درصد کل کشور است. در تولید بادام آبی مقام نخست کشور را داریم. در تولید ماهی سردابی مقام اول کشور را داریم. قارچ خوراکی 4100 تن تولید داریم و مقام پنجم کشور را داریم. در تولید سیب زمینی و میوه های سرد سیری، مخصوصا، سیب زمینی بذری، یکی از قطب های تولیدی کشور هستیم. برای این همه سطح زیر کشت و تولید، میزان آب مصرفی بخش کشاورزی ما 1072000000 متر مکعب است. ده سال قبل میزان مصرف کشاورزی ما 1460000000 متر مکعب بود. توی راندمان آب خیلی کار کرده ایم. از 1072000000 متر مکعب مصرف آب در کشاورزی 788000000 متر مکعب از آب های زیر زمینی است یعنی 5/73 درصد و یک فاجعه است و بقیه از آب های سطحی است. می گویند استان ما 10 میلیارد متر مکعب آب سطحی دارد از این مقدار فقط 50 میلیون متر مکعب توسط سدها در اختیار بخش کشاورزی قرار داده می شود. از 840 رشته قناتی که داریم 290 رشته کاملا خشکیده است بقیه هم 50 تا 90 درصد کاهش دبی دارند. اگر تونل بهشت آباد اجرا شود 290 رشته قنات تحت تاثیر این تونل خشک خواهد شد. متاسفانه میزان افت آب های زیر زمینی در 10 دشت 6/25 دهم متر می رسد و در سال های اخیر هر سال 2 تا 5/2 متر افت داشته ایم.  یعنی 73 درصد آب زیر زمینی که اکنون برداشت می کنیم چند سال دیگر هم نخواهیم داشت. استان ما یک استان کشاورزی و دامپروری است. سهم اشتغال در بخش کشاورزی 22 درصد است. اشتغال در بخش کشاورزی در بعضی از استان ها زیر 10 درصد است. تولید ناخالص ملی کشاورزی در استان ما 26 درصد است. یعنی 26 درصد درآمد استان توسط بخش کشاورزی است. جهاد کشاورزی 80 90 درصد آب شیرین را مصرف می کند بنابر این حق داریم برای انتقال آب پرسش و دغدغه داشته باشیم که نیاز ما چه می شود؟ ما موظف هستیم پایداری تولید داشته باشیم و باید شرایط این پایداری را فراهم کنیم. بر اساس پیش بینی کارشناسان میزان محصولات غذایی و کشاورزی ایرانیان در 20 سال آینده 70 درصد افزایش خواهد داشت. امروز 107 میلیون تن تولید داریم و ظرف چند سال آینده تولید ما باید به 170 میلیون تن برسد و ما موظف هستیم غذای مان را تولید کنیم و به امنیت غذایی برسیم. برای تولید این مقدار محصول آب لازم داریم این در حالی است که آب های زیر زمینی ما در حال کاهش است. دشت فرادنبه و سفید دشت خشکیده است. در خان میرزا ما 800 تا چاه داریم 300 حلقه اش خشکیده است. زمانی در خان میرزا 10 هزار هکتار حبوبات می کاشتیم اکنون در کل لردگان 3 هزار هکتار کشت نمی شود. بیش از 150 پروانه تاسیس در حوزه دام و طیور و 20 پروانه در حوزه کشت گل خانه ای در نوبت تخصیص آب قرار دارند که ممکن است هیچگاه آب تخصیص داده نشود. 283 هزار هکتار از اراضی توی همین دشت های موجود استان تشنه آب هستند. بخشی از روستاها به شهر تبدیل شده اند بهداشت بحث خروج دام از شهرها را مطرح می کند ما موظف هستیم مجتمع ایجاد کنیم.  18 تا مجتمع مطالعه کردیم 20 میلیون متر مکعب نیاز آب دارد بیش از نیمی از آنها آب ندارند. تامین آب مورد نیاز گلخانه ها، کارگاه های تولید قارچ، گاوداری ها در راستای امنیت غذایی و اشتغال بلا تکلیف مانده است. آمار وزارت صنایع می گوید ما یک استان پر آب هستیم ولی در رتبه سی ام در نیاز آبی کشور قرار داریم. فقط 15 درصد آب مورد نیاز صنعت استان ما تامین شده است.  از وزارت نیرو انتظار داریم به منظور پایداری در بخش کشاورزی آب مورد نیاز ما را تامین کند. در راستای استفاده بهینه از آب استان، ما جزء استان های پیشتاز هستیم. در سال گذشته 3 درصد آبیاری تحت فشار کشور در استان ما اجرا شده است.  یعنی 5/2 برابر سهم مان تحت فشار اجرا کرده ایم. امسال تا مهرماه 7 هزار هکتار دیگر اجرا خواهیم کرد. در کل کشور 5850 هزار هکتار اراضی داریم، 42000 هکتارش در استان ما است. در کل کشور 827000 هکتار زراعت، و 322000 هکتار باغ اجرای سیستم تحت فشار شده است. در استان ما 23000 هکتار در زراعت و 11709 هکتار در باغات اجرا سیستم تحت فشار شده است.  آبیاری تحت فشار زراعت در کل کشور 14 درصد است، در استان ما 5/31 درصد. 6/12 درصد کل باغات در کشور آبیاری تحت فشار است. 9/27 باغ های استان ما آبیاری تحت فشار است. تمام توسعه ی باغات ما تحت فشار اجرا شده اند. راندمان آب در کشور زیر 40 درصد است و در استان ما 4/46 است.  این آمار و ارقام نشان می دهد که استان چهارمحال و بختیاری قدر آب را می داند.
                                                                                            گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده
نقدی به رئیس شورا
مسعود شاهسون رئیس شورامان در جلسه ی 2/10/89 که به خاطر رای مخالف من به واگذاری زمین گورستان کهنه به حوزه علمیه نجف آباد، برعلیه من برآشفته بود و مرا بی شعور، بی معرفت و انسان ناسالم نامید، چند اتهام دیگری هم به من وارد نمود. از جمله گفت: تو آن نامه توهین آمیز را که به حسین میرزایی نوشتی به خاطر این بود که حسین میرزایی یک شیعه خالص و همیشه ذکر قرآن می گوید بود و تو چون باشیعه و قران مخالفی آن نامه را نوشتی که ایشان را تخریب کنی.
حال روز 8/3/91 همین آقا مسعود در حضور دکتر شمسی پور از حسین میرزایی بد می گوید!!؟
عوام الناس می گویند؛ آدم دروغ گو کم حافظه می شود. الله و اعلم.
نامه مورد اشاره، نامه ای رسمی شورا بود، که من تدوین کرده بودم و از نظرِ تبعیض آمیزِ حسین میرزایی مدیرکل تربیت بدنی که می گفت؛ گرم دره اولویت دارد، انتقاد تند کرده بودم.             
                                                                                                         محمدعلی شاهسون مارکده   
تولید کنندگان (بخش دوم)
 7  آقای دیلمی گفت:  وقتی آخرین درخت خشکید، وقتی آخرین جوی آب مسموم شد، وقتی آخرین ماهی صید شد آن وقت خواهید فهمید که نفت خوردنی نیست. خداوند آدم را به جرم خوردن گندم از بهشت بیرون کرد، دولت محترم کشاورزان را به جرم تولید گندم به جهنم فرستاد.  در تمام دنیا دولت ها بر اساس منافع ملی برنامه ریزی می کنند. برای نمونه کشور فرانسه در دهه 1990 وارد کننده گندم بود رئیس جمهور وقت اعلام کرد اگر به ازاء یک کیلو گندم یک کیلو طلا هزینه کنیم بایستی خودکفا باشیم و امروز فرانسه جزء صادر کنندگان گندم است. متاسفانه در برنامه ریزی های دولت جمهوری اسلامی واردات خط و مشی دولت شده است گویا قصد این است که  تولیدات داخلی را نابود کنند این اساسی ترین مشکلی است که ما داریم. مشکل بعدی عدم اجرای قانون و بی قانونی است. مجلس شورای اسلامی در سال 1386 قانونی را تصویب کرده که به تایید شورای نگهبان هم رسیده که به ازاء تورم،  همه ساله بر قیمت محصولات تضمینی افزوده شود. حال دولت که بایستی حافظ و مجری قانون باشد قانون را اجرا نمی کند و ما کشاورزان را زیر پای بی قانونی خودش له کرده است. مشکل سوم ما شعار زدگی است شعارهایی که دولت می دهد شعارهایی از قبیل؛ دولت خدمت گذار، دولت مستضعفین، دولت عدالت گستر. و آمارهای غیرواقعیِ تورم، آمارهای غیرواقعی تولید، آمارهای غیر واقعی نرخ بیکاری. هنوز جوهر حمایت از تولید ملی امسال مقام رهبری خشک نشده که دولت  برای نابودی کشاورزی قیمت گندم را 395 تومان اعلام کرده است. اگر از یک نفر نجار، یک نفر خیاط می خواستند که قیمت گندم را تعیین کند حد اقل می گفت: به ازاء یک کیلو گندم یک نان سنگک به کشاورز بدهید. متاسفانه قیمتی که برای گندم تعیین شده از قیمت یک نان سنگک هم کمتر است. من در اینجا، از همین تریبون، از طرف کشاورزان، شکایت دولت را به اتهام عدم اجرای قانون، خدمت مقام رهبری می کنم و استدعا دارم قانونا و شرعا به دادخواست ما کشاورزان توجه بکند و هرچه زودتر جواب امیدوار کننده ای به سربازان تولید، که نه تنها شعار نمی دهند، بلکه عمل می کنند، بدهد.
8  آقای جابری از بخش ماشین آلات کشاورزی گفت: در صنعت تفاوتی بین صنعت ماشین آلات کشاورزی با دیگر صنایع نیست ولی پروانه صنعت ماشین آلات کشاورزی را وزارت صنایع می دهد و تصدی گری بر صنایع، روش فروش، اداره فروش، هدایت استاندارد با وزارت کشاورزی است. چرا؟ ما نمی دانیم. وقتی همه دم از بیچارگی، گرسنگی، بی توجهی، نداشتن پول نقد، کافی نبودن سرمایه بانکی می زنند، همه این نبود و کمبودها به مکانیزاسیون کشاورزی هم بر می گردد صنایع ماشین آلات کشاورزی را در این فضای کمبود و نبود چگونه می توان گسترش داد؟ 2 درصد از پول سرمایه ای مربوط به صنایع را، صنعت کشاورزی در اختیار دارد. بیش از نیمی از این 2 درصد در یک کارخانه دولتی متمرکز است. بقیه اش در بخش خصوصی است. کارخانه ای لایسنس و دانش فنی گرفته، در طرح های بزرگ انقلاب قرار دارد، برایش دلار نفتی داده شده، دانش فنی وارد کشور نموده، تراکتور مورد نیاز کشور را تولید می کند، ولی متاسفانه تراکتور همان لیسنس و دانش فنی را که در کشور دیگر تولید شده، از گوشه و کنار وارد کشور می کنند. می پرسم چرا؟ کارخانه داخلی ناگزیر شده با 10 درصد ظرفیتش کار کند.  ما400 هزار تراکتور و کمباین در کشور داریم ولی همین کشور ترکیه که سطح زیر کشتش از ما هم کمتر است 5/1 میلیون تراکتور دارد. آیا می خواهیم با این روش، رشد تولید کالاهای کشاورزی داشته باشیم؟ منِ سازنده ماشین آلات کشاورزی هم همانند شما تولیدکنندگان در حوادث غیر مترقبه مانند خشکسالی و غیره آسیب و خسارت می بینم. برای مثال من یک سال تولید می کنم تا شما بیایید و بخرید و شما با خشکسالی برخورد می کنید و خرید نمی کنید تراکتور تولیدی من در انبار می ماند. بیش از 300 ساعت جلسه در وزارت صنایع گذاشته شد، حرف ها زده شد، سرانجام در سال 90  دولت مصوب نمود که 200 میلیارد تومان برای بازسازی ناوگان نیروی محرکه مکانیزاسون ماشین آلات کشاورزی پرداخت گردد. آخرالامر پول در جایی دیگر هزینه شد. آیا شما انتظار دارید با این شرایط، مکانیزاسون داشته باشید؟ و آیا منِ تولیدکننده می توانم در کارم موفقیتی داشته باشم؟ بانک با 24 درصد بهره، وام می دهد، منِ سازنده تراکتور باید سرمایه گذاری کنم و 8 میلیون قطعه بسازم تا بتوانم ماشین سرهم کنم این سرمایه را از کجا باید بیاورم؟
9  آقای آقابالازاده از گروه سردخانه داران از استان آذربایجان غربی گفت: من به عنوان یک تولید کننده قصد ندارم زحمات ان دسته از مسئولان را که در گذشته و حال، یار و یاور تولید کنندگان بوده اند، کمرنگ نمایم ولی برای رسیدن به حقیقت باید واقعیت ها و نواقص گفته شود و پیشنهادهای سازنده هم ارائه گردد. هنوز بخش عمده ای از تولیدات کشاورزی ما به صورت سنتی و معیشتی و غیر مکانیزه می باشد و با توجه افزایش بهای تولید و قیمت بالای نهاده های کشاورزی، کشاورزی ما مقرون به صرفه نیست. جهت ارتقاء تولید و استفاده بهینه از منابع آب و خاک باید تولید، اقتصادی، علمی، و کشاورزی ما مکانیزه شود. این امر مستلزم سرمایه گذاری در زیر ساخت ها از طرف دولت است. با توجه به نرخ پایین سرمایه گذاری و با توجه درآمد پایین کشاورزان، امکان سرمایه گذاری از طرف بانک ها برای مکانیزه کردن و نوسازی مزارع و باغات مقدور نیست و دریافت تسهیلات با نرخ سودبالا و تشریفات زاید اداری بانک ها، کشاورزان از دریافت آن محروم می مانند. ضمن تایید اجرای هدف مند کردن یارانه ها و آثار مثبت آن در اقتصاد کلان، در خصوص نحوه اجرای آن در بخش های تولیدات کشاورزی انتقادات و پیشنهاداتی داریم. چون ما آثار و عوارض منفی اجرای آن را در مرحله اول، با گوشت و پوست خود آن را لمس می کنیم و شوک جدی به تولید وارد شده است. و بیش از پیش باعث افزایش قیمت ها شده است. با اینکه با مصوبه مجلس قرار شده بود بسته های حمایتی برای تولیدات بخش کشاورزی در نظر گرفته شود که متاسفانه اجرا نشد. لذا پیشنهاد می کنیم مرحله دوم هدفمندکردن یارانه ها با شیب ملایم اجرا گردد و سهم تولیدات کشاورزی از درآمد هدف مندکردن یارانه ها داده شود. چون بخش کشاورزی به هیچ وجه تحمل شوک دوم را ندارد. ما تولید کنندگان بخش کشاورزی تقاضا داریم در رابطه با آموزش و بالا بردن آگاهی با داشت، کاشت و برداشت تولیدات کشاورزی یک شبکه تلویزیونی با نام شبکه کشاورزی ایجاد گردد. این کار در سایر کشورها از جمله در ترکیه اجام می شود. ما کشاورزان در قوه مجریه برای تصمیم گیری نماینده نداریم. گاه تشکل هایی را مانند کمیسیون کشاورزی و اتاق بازرگانی خود دولت ایجاد می کند که ما هیچ دخالتی در تشکیل و نیز هیچ تاثیری در تصمیم گیری شان نداریم. درخواست ما این است که، خانه کشاورز که یک تشکل فراگیر در سراسر کشور هست و افراد کاردان و دلسوز در آن جمع اند دولت با آن همکاری داشته باشد. دریاچه ارومیه رو به خشک شدن می رود زندگی ما کشاورزان ارتباط مستقیم با این دریاچه دارد زندگی نسل های آینده ما هم مرتبط با این دریاچه است  تقاضای ما کشاورزان این است نگذارید این دریاچه بخشگد.
10  آقای بلندنظر از تولید کنندگان نهال و بذر: مقدمتا بگویم اگر یک نفر برود زیتون را با بشکه فله ای وارد مملکت کند و بخواهد بسته بندی در ظروف را توی ایران انجام دهد باید 90 درصد تعرفه بدهد ولی اگر همین فرد، زیتون بسته بندی شده وارد کشور کند که کارگر ترکیه ای آن را در شیشه بسته بندی کرده باشد، باید 45 درصد تعرفه بدهد این در حالی است که شعار حمایت از سرمایه و تولید ملی را هم اکنون جلوی روی خودمان داریم. برخی از مشکلات صنف تولید بذر و نهال. عدم وجود برنامه مطالعه شده در مورد باغبانی. عدم وجود باغ های مادری استاندارد و کافی برای تهیه اندام های مورد نیاز برای تکثیر قلمه، پیوندک و غیره. سنتی بودن بسیاری از نهالستان های کشور و عدم دسترسی تولیدکنندگان نهال به یافته های و تکنولوژی های پیشرفته در مورد نهال. عدم امکانات لازم برای آموزش تولید کنندگان نهال استاندارد. وجود قوانین محدود کننده و غیر منطقی برای تولید نهال و حذف انحصار دولتی. عدم وجود سامان دهی برای تولید نهال استاندارد و توازن عرضه و تقاضای نهال. عدم معرفی ارقام به نژادی شده کافی و مناسب با اقالیم گوناگون کشور و مقاوم به تنش های خشکی، شوری و دمایی توسط محقق به نژادگر. آگاه نبودن باغداران خریداران نهال نسبت به اهمیت نهال و نقش نهال در اصلاح باغداری.
11  آقای ... از استان همدان گفت: قرار شده من درباره سیب زمینی صحبت کنم. سیب زمین گیاهی است استراتژیک که مدت زیادی نیست که وارد ایران شده است در اروپا سبد اول غذای خانواده است در ایران شاید سوم و یا چهارمین باشد. از حدود 12 سال قبل عملکرد سیب زمینی در سطح کشور از 16 تن به 26 تن در هکتار رسیده است و این نتیجه تلاش کشاورزان پیشرو کشور بوده است. حدود 3080 هکتار زیر کشت سیب زمینی داریم. میانگین برداشت اروپا 50 تن در هکتار است و به طور متوسط 20 تا 40 ساعت کار در تولید این مقدار انرژی مصرف می شود. این رقم با اینکه گفتم رشد خوبی در ایران بوده به ازاء 35 هکتار، 300 ساعت کار می برد. برای رسیدن به این افق اگر مشکلات در مسیر ما نباشد و سنگ هایی که جلو پای ما می اندازند برشان دارند شاید بتوانیم در 8 سال آینده به این افق برسیم. اما مشکلات: اعلام برنامه کشت و تعیین پارامترهایی برای اجرای آن. مشارکت دادن بخش خصوصی در تصمیم گیری ها چون متاسفانه مسئولان تصمیم گیرما اصلا با بخش آشنا نیستند. ثبات در مدیریت گاهی دیده شده ما با مسئولی سر و کار داریم و کار می کنیم مسئول جابجا می شود و آدمی را که کاری خراب کرده بالا می آورندش. اعلام نرخ های تضمینی به موقع و واقعی قبل از هدف مندی یارانه ها، ما آنالیز قیمت داریم سیب زمینی کیلویی 185 تومان برای تولید کننده تمام می شده است بعد از اجرای هدف مندی در سال 90 قیمت تمام شده شد 315 تومان. الآن دولت قیمت داده 147 تومان. در ایران هر محصولی که اضافه باشد می گویند صادرش کنید مثل اینکه صادرات زباله دانی است که من آشغال هایم را به بیرون بفرستم. صادرات نیاز به برنامه پایدار دارد. دوستان ما سیب زمینی صادر کردند، قرارداد 2 ذهزار تن داشتند، 1200 تن صادر کردند، 200 تومان تعرفه بستند، در مدت 5 سال سه بار تعرفه بستند، دوبار جایزه دادند. و ایجاد هرگونه تعرفه برای محصولات کشاورزی ممنوع است مصوبه مؤکد داریم. جایزه های سه سال هنوز پرداخت نشده است. اصلاح قوانین بانک ها به نفع تولید کننده. شما بگویید منِ تولید کننده با 31 درصد بهره چکار می توانم بکنم؟ این درحالی است نرخ بهره وام در ترکیه برای محصولات کشاورزی 2 درصد است. من قرارداد صادرات با همتای ترکیه ای ام امضا کردم برگشتم ایران چون سرمایه نداشتم نتوانستم قراردادم را اجرا کنم فرد ترکیه ای تا قراردادش را ارائه داد بهش وام بلا عوض دادند. در 10 سال گذشته بودجه کمکی تزریقی به بخش کشاورزی در کشور کمتر از 50 درصد از نرخ استهلاک است. نرخ تورم که 5/22 درصد اعلام شده و قبول نداریم چون 80 درصد بوده است پیشکشان. ما در یک هکتار زمین قادریم 5تن گندم تولید کنیم با اندکی افزودن آب می توانیم از همین زمین با همان شرایط، 50 تن سیب زمینی برداشت کنیم ولی هیچکس ما را حمایت نکرده است.                                                     
ادامه دارد                          گزارش از محمدعلی شاهسون مارکده


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Anonymous در تاریخ 1391/04/03 ساعت 23:57:08
من به عنوان یکی از دختران روستای مارکده که منتظر هستم که سالن ورزشی بسازند تا جای باشد تا بتوانم ورزش کنم از شورای مارکده خواهشمندم نگذارند حق سالن ورزشی داشتن مارکده پایمال شود .چون اقایون میتوانند هر جای ورزش کنند ولی خانمها نمیتوانند. با تشکر از تلاش اعضای شورا
نام شما / ایمیل شما

آخرین بروز رسانی ( 1391/03/16 ساعت 09:41:22 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد