Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 153 اول اسفند 96
گزارش نامه 153 اول اسفند 96 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1392/10/21 ساعت 19:57:38
فهرست صفحات
گزارش نامه 153 اول اسفند 96
صفخه 2
صفخه 3
یادداشت ها

نویسنده Anonymous در تاریخ 1396/12/08 ساعت 08:57:59
والله این عظمت وجاه جلالی که دهیار ما برا خودش محیا کرده ..نه تنها ..احمدشاه..بلکه کائوچیو هم ازش محروم شد ..انشالله لینچان 😁😁😁😁

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/08 ساعت 18:39:08
‌‌دقیقا چقدر جا مانده ایم؟؟‌ 
‌ 
‌ممکن است برخی گمان کنند این پست سیاه نمایی است اما اگر سیاه هم باشد واقعیت است!! امروز سالروز تاسیس شرکت سامسونگ در کره جنوبی است. در چنین مواقعی میتوان درسهای خوبی از تاریخ گرفت. بر هیچ کس پوشیده نیست که 50 سال پیش آرزوی کره ای ها رسیدن به ایران بود اما امروز وضعیت چگونه است؟؟ جدای توهمات، شعارها و دستاوردهای تبلیغاتی صداسیمایی ، جالب است بدانید شرکت سامسونگ با 178 میلیارد دلار درآمد در سال گذشته 9 برابر درآمد نفت ایران سودآوری داشته است!! این فقط یک شرکت واقع در کره جنوبی است!! با نگاهی به شرکتهای بزرگ دنیا خصوصا شرق آسیا، شرکتهای عربی و وضعیت اقتصادی آنها و بعد مقایسه ارقام میشود فهمید آیا واقعا آنگونه که ادعا میکنیم کشور مهمی در اقتصاد جهان هستیم؟؟؟ 
واقعیت اینست که ملاک پیشرفت یک کشور وضعیت اقتصادی شرکتها ، تولیدات آنها و میزان صادرات است و گرنه با تبلیغ میشود گربه را ببر نشان داد!! در کره جنوبی امروز بیش از 10 شرکت با برند جهانی وجود دارد که جمع درآمد آنها دها برابر کل درطامد ایران است!! 
سامسونگ در سال 1938 در شهر تائگو (کره جنوبی) توسط بیونگ-چول لی تأسیس شد. کار این شرکت به عنوان صادر کننده غذا آغاز شد و در ابتدا به صادرات ماهی خشک و آرد به چین می‌پرداخت. در دهه‌های 1950 و 1960 سامسونگ وارد کسب و کارها دیگر شد، از جمله بیمه عمر و تولید منسوجات. شاخه سامسونگ الکترونیک در سال 1969 تأسیس شد. شاخه‌ای که بیش از هر محصولی به تولید تلویزیون می‌پرداخت. فروش اولین تلویزیون سیاه و سفید سامسونگ هم در سال 1970 آغاز شد. در دهه 1970 سامسونگ دامنه کار خود را باز هم گسترش داد و به بخش پتروشیمی وارد شد. همچنین تولید انواع ماشین ظرفشویی، یخچال و مایکرو ویو را آغاز کرد. در دهه 1980 سامسونگ تمرکز بیشتری را بر روی صنایع الکترونیک قرار داد و تولید تلویزیون‌های رنگی، کامپیوترهای شخصی، ضبط صوت ودوربین فیلمبرداری را شروع کرد. 
در دهه 1990 سامسونگ تولید حافظه و هارد دیسک را برای استفاده در کامپیوترهای شخصی شروع کرد که امروزه همچنان بخش بزرگی از تجارت سامسونگ را تشکیل می‌دهد. در تاریخچه سامسونگ هست که وقتی یکی از اولین تلفن‌های همراه این شرکت در سال 1995 بیرون آمد، به درستی کار نمی‌کرد. هنگامی که رئیس هیئت مدیره وقت آقای کان-هی لی متوجه این قضیه شد، به کارخانه محل ساخت آن محصول رفت و کل موجودی انبار آن تلفن را سوزاند.!! این رفتار سامسونگ را به برند بزرگ موبایل جهانی بدل کرد! 
#تاریخ #تاریخی #سامسونگ #کره_جنوبی #ایران 
 
‏ 

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/04 ساعت 19:50:40
راز موفقیت آلمانی‌ها با تعداد ساعات کم! 
 
شاید شما هم تعجب کنید اگر بدانید در یکی از ثروتمندترین و صنعتی ترین کشورهای دنیا، ساعت کاری کارمندان در مقایسه با دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، پایین است.  
 
طبق مقاله سایت «هافینگتون پست» در قانون کار آلمان، ساعت کاری 35 ساعت در هفته تعیین شده است؛ یعنی روزی پنج و نیم ساعت. اما چطور این کشور فوق پیشرفته می تواند با این میزان ساعت کار، همچنان جایگاهش را در صحنه رقابت با ژاپن و آمریکا حفظ کند؟  
 
کارمندان آلمانی تحت هیچ شرایطی در زمان کار حق صحبت غیر کاری با یکدیگر را ندارند. استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و شبکه های پیام رسان نظیر تلگرام در محل کار تقریبا قدغن است و هیچ تماس تلفنی غیر کاری در ساعات کار نباید گرفته شود. 
 
در مستند معروف BBC با نام «از من یک آلمانی بساز»، یک زن جوان آلمانی به انگلیس سفر می کند و از این که کارمندان در محل کار به راحتی با یکدیگر درباره مسائل زندگی خصوصی شان صحبت می کنند، بهت زده می شود. این زن می گوید آن ها در آلمان حتی حق بررسی ایمیل شخصی شان را هم در محل کار ندارند.  
 
البته ساعات کاری خارج از کار برای آلمانی ها، کاملا فارغ از مسائل کاری است. طبق بررسی های نویسنده «هافینگتون پست»، آلمانی ها ارزش زیادی برای تفکیک کار از زندگی شخصی قائلند و مدیران در زمان غیر کاری حتی از ارسال ایمیل کاری به کارمندانشان هم خودداری می کنند. 
 
اما در ايران اگر شما به يك اداره مراجعه كنيد، مشاهده ميكنيد كه بسيارى از كارمندان به كمترين چيزى كه ميپردازند كارشان است...

نویسنده دهاتی در تاریخ 1396/12/05 ساعت 02:34:52
بله وقتی دهیار ما راحت جلوی مردم در مسجد دروغ بگویند و شرایط دهیار شدن را به دروغ مدرک لیسانس وشش سال سابقه کار در دهیاری اعلام میکند و صدای هیچکس در نمی آید انتظار پیشرفت نمیشه داشت  
شورا هم میگوید چون فاضلاب روستا نیمه کاره بود دهیار را عوض نکردیم پس در تغییرات کلان کشور بعداز انتخابات وتغییر مدیریت کشور تکلیف طرحهای عمرانی در حال ساخت چه میشود 
مشکل عدم پیشرفت فقط آگاهی کم مردم و پررویی بیش از حد مسؤلان است

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/06 ساعت 05:14:43
قسمتی از پایان نامه دکترای ایوان اسکونکیف دانشجوی رشته مردم شناسی دانشگاه مسکو درباره مردم ایران  
جای بسی تاسفه واقعا...!!! 
ایرانیان مردمی بی تفاوت .بیهویت.توجیه گر.دروغگو.ریاکار.خرافاتی.فرصت طلب وطماع هستند. درعمل به هیچ چیز اعتقاد ندارند ولی در ظاهر خود را مسلمان ومومن نشان میدهند براحتی دروغ میگویند کلا زندگیشان با دروغ میگذرد در هر حال منافع شخصی خود را ارجح به منافع ملی وعمومی میدانند. 
نه عرب هستند نه عجم در محرم خود رانوکر وسگ اعراب میدانند.مردهای عرب رامیپرستند وزیارت میکنند ومنتظرند که دریک جمعه ای یک عرب ظهور کند ودنیا را نجات دهد در عین حال دم از کوروش میزنند وعرب راسوسمار خور مینامند برای هر کاری توجیهی دارند از دروغ گرفته تادزدی و فحشا و زنا و تقلب وهمیشه گناه را بگردن دیگران می اندازند . 
درایران همه چیز رامیتوان خرید از بهشت گرفته تا قاضی دادگاه. 
قابلیت سازگاری بالایی دارند و با هر شرایطی خود را وفق میدهند وخود را قانع وتوجیه می کنند مثلا اگر در فقر وبدبختی قرار بگیرند می گویند قسمت است وخدا اینگونه خواسته ولی در عوض بعد از مرگ به بهشت میرویم  
باید مدتی در ایران زندگی کنید تا باورتان شود که در قرن 21چنین مردم عجیبی وجود دارد.

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/11 ساعت 07:21:29
🔴 فساددرایران 
مغازه‌دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند. 
 
سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است. 
 
کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند. 
 
بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله‌ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است. 
 
کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد! 
 
استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالب‌تر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را به نام خودش چاپ میکند. 
 
دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود. 
 
پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمی‌کند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود. 
 
همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پست‌های روشنفکری را لایک میکنند. 
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند. 
 
جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم.

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/08 ساعت 18:50:40
⭕️ 35 موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد:  
 
یک ضرب المثل قدیمی هست که می‌‌گوید جوانی را جوان‌ها به هدر می‌‌دهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه می‌‌خورند بتوانید بهتر جوانی کنید: 
 
۱-چرا وقتی می‌توانستم سفر کنم، نکردم! 
۲- چرا زبان دومی نیاموختم! 
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطه‌ای تمام شده تلف کردم! 
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالم‌تر و بدون چروکی داشته باشم! 
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقه‌ام به کنسرت نرفتم! 
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم! 
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود! 
۸- چرا خود را گرفتار سنت‌ها کردم! 
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم! 
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم! 
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم! 
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم! 
۱۳- چرا به راهنمایی‌های والدینم گوش ندادم! 
۱۴-چرا خودخواه بودم! 
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود! 
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم 
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمی‌خوردم! 
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم! 
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم! 
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم! 
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندان‌هایم نبودم! 
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم! 
۲۳- چرا زیاد کار کردم! 
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم! 
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم! 
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم! 
۲۷- چرا گرفتار کلیشه‌های فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم! 
۲۸- چرا دوستی‌هایم را ادامه ندادم! 
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم! 
۳۰- چرا انسان ریسک‌پذیری نبودم! 
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم! 
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم! 
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم! 
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوست‌شان داشتم وقت نگذراندم! 
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم! 
 
زندگی کنیدهمین

نویسنده دهاتی در تاریخ 1396/12/09 ساعت 01:44:30
یکی نیست به این شورا های ما بگه که پست بانک و شرکت تعاونی خودشون ناظر دارن اجباری به جواب دادن به شما هم ندارن شما مسؤلیت خودتون رو انجام بدین

نویسنده دست بردار در تاریخ 1396/12/09 ساعت 01:52:03
شورای محترم این دهیار را عوض کنید تو رو خدا بسه دیگه این همه ملاحظه کاری  
از خودتون شروع کنید لطفا تا بابت این کار هم طومار نوشته نشده عوضش کنید

نویسنده مارکده ای در تاریخ 1396/12/09 ساعت 02:35:00
اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، 
فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن، 
و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود،  
تا آن جا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن  
و با دروغ آن را از پای در بیاور،  
چون زمانی که ابزار راستی را در دست نداری، دروغگویی بزرگ ترین عامل پیروزی است. 
 
نیکولا_ماکیاولی



کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد