Home arrow صفحه اصلی arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 175 اول بهمن 97
گزارش نامه 175 اول بهمن 97 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1397/10/30 ساعت 07:10:24
فهرست صفحات
گزارش نامه 175 اول بهمن 97
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6

       حق چیست؟

        همه ی ما روزانه از واژه حق در سخنان خود استفاده می کنیم؛ حق من هست؟ حق­ مسلم ماست؟ حق تو است؟ حق این هست؟ حق آن هست؟ حق را باید گفت؟ حق گرفتنی است؟ و... ولی اطمینان دارم اگر از هر یک از ما پرسیده شود؛ اصلا حق چیست؟ شاید هیچ یک از ما نتوانیم تعریفی برای خودِ کلمه حق ارائه دهیم. احتمالا اولین چیزی که به ذهن هر آدم پرسش شونده برسد، جمع حق، یعنی حقوق ماهیانه ای که فردی دریافت می­ کند است. با این وجود، همه­ ی ما مصداق هایی از پایمال شدن حق خود و یا دیگری را به عنوان نمونه می توانیم تعریف کنیم.

       حق واژه­ ای عربی است به زبان فارسی راه یافته. حق را در فارسی؛ راست، درست، روا، داد، سزاوار و... معنی کرده­ اند. شاید بتوان این جمله را تعریفی ناقص از حق ارائه داد: 

                 «آنچه فرد یا پدیده ­ای سزاوار داشتن آن است».

         اگر ما ذهنی پرسشگر می­ داشتیم باید در این همه تکرار کلمه حق، حداقل یک ­بار این پرسش به ذهنمان می ­نشست که اصلا: حق چیست؟ و منشا حق کجاست؟ آیا حق و حقمداری چیزی است که ما همراه با تولد آن را به دست می آوریم؟ که بهش می­ گوییم حق خدادادی و یا حق طبیعی؟

         اگر بپذیریم با تولد هر آدم حق­ های خدادادی­ و یا طبیعی ­اش هم متولد می ­شود حالا حقی که ما داریم آیا می توانیم آن را به کسی ببخشیم؟ و آیا کسی می ­تواند آن را از ما بگیرد؟ و یا هرچیزی که حق ما است بخشی جداناشدنی از طبیعت آدمی و همیشه و همه جا همراه ماست؟

        یادمان نرفته، چند سال قبل، آخوندهای حاکم عده ­ای را به خیابان آوردند و جارچیِ رسمی، با بلند گو فریاد می زد؛ انرژی هسته ای حق مسلم ماست. و این عده هم تکرار می کردند. بعد همین عده تکرار کننده شعار، شاهد بودند این حق مسلم، چه سرنوشت نکبت باری پیدا کرد. من اطمینان دارم هیچ یک از این ­هایی که به خیابان آورده شده بودند و ساعت­ ها توی خیابان مشت گره­ کرده خود را به هوا پرتاب می­ کردند و فریاد می ­زدند، از خود نپرسیدند این حق مسلم ما چرا چنین سرنوشت غم ­  باری پیدا کرد؟

          چرا از خود نپرسیدند؟ برای اینکه اذهان ما پرسشگر پرورانده نشده است. ما آدم­ های تقلیدگر، پیرو و تبعیت کننده پرورانده شده­ ایم. خوی، منش و نگرش تقلیدگری، دنباله ­روی و تبعیت کنندگی در جامعه­ ی ما به عنوان یک ارزش تلقی می­ شود. باز اطمینان دارم آنهایی که می ­گفتند انرژی هسته ­ای حق مسلم ماست؟ این پرسش توی ذهن ­شان ننشست که آیا فقط انرژی هسته ای حق مسلم ما است؟ ما حق ­های مسلم دیگری نداریم؟ اگر داریم چه چیز و یا چه موضوع­ هایی هستند؟ مثلا؛ آیا ما حق داریم آزادانه بیندیشیم و این اندیشه­ مان را هم بر زبان بیاوریم؟ آیا ما حق داریم باور و عقیده ­ای متفاوت با عقیده و باور حاکم داشته باشیم؟ آیا ما حق داریم نوع لباس و پوشش مان را خودمان انتخاب کنیم؟ آیا ما حق داریم هر آدمی را خوب دانستیم انتخاب کنیم؟ آیا ما حق داریم انتخاب کنیم که چه فیلمی را ببینیم و چه نوع موسیقی را بشنویم؟ و چه نوع کتابی بخوانیم؟ آیا ما حق داریم از حاکمان پرسش و انتقاد کنیم؟ و صدها حق ­های دیگر، حق مسلم ما نیست؟ که متاسفانه آخوند در این چهار دهه از مردم گرفته است؟  

        همه­ ی ما شنیده و دیده ­ایم وقتی بچه ­ای متولد می­ شود از کسی اجازه نمی­ گیرد که آیا اجازه هست من نفس بکشم؟ به محض اینکه جلو بینی ­هایش باز می­ شود شروع به نفس کشیدن می ­کند. می ­دانید معنی این عمل یعنی چه؟ یعنی اینکه من یک انسانم، آزاد آفریده شده­ ام، به دلیل همین آزاد آفریده شدن، نفس کشیدن و زنده ماندن حق من است و چیزی که حق شد نیازی به اجازه گرفتن ندارد. بعد برای گریستن که اولین سخن گفتن اوست از کسی اجازه نمی ­گیرد که آیا اینگونه گریستن راه راست است یا انحرافی؟ بعد به دنبال غذا می ­گردد وقتی نوک پستان مادر به دهانش می ­رسد مک می­ زند و غذایش را می­ خورد برای این کار از کسی اجازه نمی ­گیرد که مثلا: من اجازه دارم غذا بخورم؟ بعد وقتی هنگام راه رفتنش می ­شود از کسی اجازه نمی ­گیرد راهش را می­ رود. رشد کودک ادامه می­ یابد کودک و سپس نوجوان و بعد جوان از کسی اجازه نمی ­گیرد که آیا اجازه می ­دهید من رشد کنم و بزرگ شوم؟ همه ی اینها و ده ­ها نمونه دیگر مانند حق آزاد اندیشی و حق بیان این اندیشه آزاد و حق نوشتن این اندیشه آزاد، حق انتخاب شیوه زندگی که چی بپوشیم، چی ببینیم و چی بشنویم و چی بخوانیم و چی بخوریم وکجا و با کی زندگی کنیم و چه باوری داشته باشم، همه ی اینها نه مانند حق مسلم انرژی هسته­ ای که حقی من درآوردی بود، بلکه مانند حق طبیعی و خدادادی نفس کشیدن و غذا خوردن، حق ما هستند ما با این حق ­ها زاده می ­شویم، زندگی می ­کنیم و می ­میریم. ببینید ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر چه زیبا گفته است.

        « تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آن ها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر عادلانه و برادرانه رفتار کنند.» 

        خوب دقت کنید مقلد، پیرو و دست ­بوس زاده نشدیم بلکه آزاد زاده شدیم. همه هم حرمت داریم و هم حقوق. آیا می­ دانید حرمت یعنی چه؟ حرمت از حرم، حرام و حریم می­ آید یعنی انسان، دارای حریم هست کسی حق تجاوز به این حریم را ندارد. یعنی انسان به صرف انسان بودن؛ دارای حریم است، دارای کرامت است، دارای قداست است، و نباید به انسان بی احترامی شود. این حرمت و حقوق برای همه است یعنی آدم بی حرمت و بی حق نداریم. دارای عقل و وجدان هستیم یعنی هر آدمی به کمک عقل و وجدان، خوب و بد زندگی ­اش را می ­تواند تشخیص دهد و نیازی به دنباله روی ندارد. و باید با هم عادلانه و برادرانه رفتار کنیم آیا می ­دانید ریشه و فونداسیون برادرانه چی است؟ دوتا کلمه: برابری و مهربانی. پس دشمنی و کینه و نفرت نباید باشد. شما سخنی از این پر مغزتر به من نشان دهید؟

        خوانندگان گرامی به نظر شما چند درصد از همشهریان مارکده ­ای­ مان خودشان را آزاد و دارای حق می ­دانند؟

        حالا  هر آدمی با هر نام و عنوانی هر یک از این حق ­های ما را محدود و یا سلب کند آدمی است متجاوز، ستمگر، طاغوت، دیکتاتور، زورگو، ظالم و... یادم می ­آید چند نفر از همشهریان مارکده ­ای ­ام که متاسفانه جزء سران و ادعارسان روستا هم هستند در طی چند سال گذشته با خبرچینی­ و بد گویی ­شان حق­ های چند نفری از مردم را پایمال کردند مانند: اینکه کسی می­ خواست در شرکت و یا اداره ­  ای استخدام شود در پرسش تحقیقات محلی به مامور می ­گفتند: مچّد نی ­می ­یا! یا، ماهواره می ­بی ­نه، یا، ویدئو تو خونه ­شون داره، یا، ریشه ­شه می­ تراشه، یا، یقه پیرَنِ­ شه وا می ­یاله. اینها و ده­ ها نمونه­  ی دیگر مصداق پایمال کردن حق طبیعی و خدادادی مردم که باید بتوانند شغل و کار مورد علاقه­ شان را داشته باشند، بوده و هست.

       یکی از دلایل اینکه ما مردم ایران در درازای تاریخ ­مان دچار چرخه حاکمان استبدادی شده ­ایم و هر گروه، طایفه، قومی را که به حاکمیت می­ رسانیم یک مستبد تمام عیار از آب در می ­آید؟ همین نبود ذهنیت و فرهنگ پرسشگری ما است. پرسشی درباره موضوع­ ها به ذهن مان نمی­ نشیند اگر هم پرسشی پیش بیاید جرات طرحش را نداریم.

         آیا می ­دانید خاطره ­ای که موجب نوشتن این مقاله با نام حق شد چی بود؟ دو روز قبل توی نوشته ­هایم دنبال یادداشتی می ­گشتم که چشمم به تیتر جلسه محاکمه ­ام افتاد. چه محاکمه­ ای؟ می ­گویم.

        روزی با یادداشتی توی نشریه آوای مارکده از جایزه صلح نوبل دکتر شیرین عبادی یادی کردیم. ذکر نام شیرین عبادی به مذاق سردار روستا خوش نیامد جلسه محاکمه­ ای برایم ترتیب داد و حداقل درخواستش برای کیفر دادن به من، توقف انتشار نشریه آوا بود. سردار می ­گفت:

      - ای زنیکه (شیرین عبادی) گفته: انرژی هسته­ ای حق مسلم ما نیست؟ و آوا اسم اینِ نوشته. آوا باید تعطیل بشه که اسم ای زنیکه را نوشته.

اگر عمری باقی باشد شرح سخنان جلسه محاکمه را برای اطلاع شما انتشار خواهم داد ولی یک پرسش از شما همشهریان عزیز و گرامی دارم و آن این است:

 به نظر شما می ­توان امیدی به آزادگی و آزاد اندیشی در مارکده داشت؟

 

                                         محمدعلی شاهسون مارکده 22 دی 97

 

          مقاله زیر نوشته خانم محبوبه عرب است تا آنجایی که من می­ دانم اولین نوشته یک خانم مارکده­ ای درباره مسائل و موضوع­ های زنان است لطفا با دقت بخوانید و نظر خودتان را هم یادداشت کنید.

 

    حریم سازش! فیلتر اندیشه!

       در روزگار ما، در شرایط دشواری که نبود کفایت و وجدان برای ایران و ایرانی رقم زده است، همچنین به لطف روشنگری ها و افشاگری های صورت گرفته در شبکه های مجازی، و با توجه به اینکه حکومت جمهوری اسلامی منتسب به آخوند هاست، پس اندیشه ی مردم، به ویژه طبقه ی متوسط و فرودست بیش از پیش به آخوند مشغول شده است.

       به نظرم از ستم هایی که گروهی از آخوندها با همراهی قشر مذهب زده به جامعه روا داشته اند، تقسیم بندی بانوان جامعه براساس نوع پوشش آنهاست: زنان محجبه و زنان بی یا سست حجاب. مدتی است که منبرها و تریبون های محافل مذهبی عرصه ی هجمه به زنانی شده است که اعتقاد و التزامی به حجاب_ به معنای معروف آن_ ندارند. گاه سلامت شخصیت­ شان به چالش کشیده می شود و گاه هدف قیاس هایی نادرست و ناشایست قرار می گیرند. به تدریج به مذهبی ها چنین القا شد که در برابر زنان بی حجاب مسئولند و باید این زنان بد و سرکش را به راه بیاورند. به نام " امر به معروف و نهی از منکر" مذهبی ها را به جبهه ی نبرد با بی حجاب ها فراخواندند. و برخی از مذهبی ها در این توهم مسئولیت فرو رفتند. در چنین شرایطی آنچه که انتظار می رود و در نهایت رخ می دهد این است که خانمی که به خاطر پوشش خود مورد بی احترامی و توهین قرار گرفته است در مقام دفاع از خود و مقابله به مثل بر می آید. نتیجه، درگیری کلامی و گاه فیزیکی است. کلیپ هایی از این درگیری ها در فضای مجازی پخش می شود که اسباب تاسف و نگرانی است.

    به راستی کدام جامعه از مسیر درگیری و خشونت به سعادت دست یافته است که امروز برخی از هم وطنان من قدم در این مسیر گذارده اند؟ آیا می توان به نام دین در جامعه دو دستگی ایجاد کرده و مردم را به جان هم انداخت؟ سخنی است منسوب به علی شریعتی با این مضمون که " اگر دین و مذهب به کار این دنیا نیاید به کار آخرت هرگز نخواهد آمد." پاک ترین اندیشه ها و درست ترین عقیده ها اگر قرار بر تحمیل شدنشان باشد نفرت برانگیز خواهند شد. این را بدانیم و بپذیریم و با ملایمت و سازگاری بیشتری در کنار هم زندگی کنیم.

                                                                          محبوبه عرب

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده محبوبه عرب در تاریخ 1397/11/01 ساعت 01:23:28
سلام.عنوان مقاله" تحریم سازش! فیلتر اندیشه" است که به اشتباه " حریم سازش" تایپ شده است.

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1397/11/01 ساعت 01:23:37
خوانندگان محترم سلام، با عرض پوزش تیتر مقاله خانم محبوبه عرب به شرح زیر تصحیح می گردد. 
 
تحریم سازش ، فیلتر اندیشه. لطفا هنگام خواندن توجه گردد.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/11/01 ساعت 02:24:26
باسلام 
اقایون شاهسون مطالب ما را حذف نکنید 
همشهری های گرامی چند تا شماره اوا هم گذشت ولی هیچ کس به مردم پاسخگو نبود 
باز هم تو این شماره یاداوری میکنیم 
نتیجه کوه خواری به کجا رسید 
رسیدگی به ساختمان سه راه قوچان 
ترمیم خیابان ها که پر از چاله هست 
درست کردن جوب در خیابون اصلی 
چرا به ما چند سال پیش اجبار کردید که باید پروانه کسب داشته باشید ولی الان دیگه کاری ندارن نه رستورانها....نه ابزاری ها....نه مغازه های خانگی ...ونه مغازه های تجاری بادام

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/11/01 ساعت 05:18:53
دوست گرامی توی پرسش هایت نحوه وچگونگی وملاک ومعیارهای گزینش درپست بانک راهم ذکربفرمایید تا ما شهروندان و ارباب رجوع ها هم بدانیم اینا ازکدام فیلتر رد شدن وصلاحیت وشرایط کار درپست بانک را پیداکرده اند تاماهم تلاش کنیم شاید توانستیم خودمان یا فرزندانمان را توهمچین جاهایی مشغول کنیم.....

نویسنده هفت خان.... در تاریخ 1397/11/01 ساعت 05:35:06
تاانجاکه من میدانم وچندبارتوی امتحانات استخدامی ادارات وشرکت های مختلف شرکت کردم / روالش اینه...1ثبت نام وشرکت درامتحان2نتیجه ان درصورت قبولی3تحقیقات محلی4امتحان حضوری پاسخ دادن به سوالات شفاهی احکام سیاست اجتماعی وفرهنگی ودینی مذهبی قبولی توهمه این خان ها تا بعدازمدتی بگن بیا برای استخدام/شغل ازاد هم 1ابتدا شناخت ازتوانایی وقابلیت هامون واگه هنری داریم2رفتن دنبال مجوز وپروانه کسب وگواهی مهارت درصورتی که کارمان فنی یا هنری باشد3مردم داری ومشتری مداری.... حالا انصافا هم مشاغل دولتی ومشاغل ازاد مون تا چه اندازه از این شاخصه ها وفاکتورها پیروی کرده اند!؟اصلا کاسب های ما به این موارد فکرمیکنن؟....

نویسنده متن تاحاشیه... در تاریخ 1397/11/02 ساعت 00:08:34
جناب شاهسون ضرورت دونقش به این دلیله که این سوال بارها پرسیده شده وکسی جواب نداده خواستم بگم اینه روالش... حالا اینکه پرسش وپاسخ را یکجا دادم شاید خیلی منطقی نباشه ... اره دیگران نمیدانستن خودم که میدانستم جوابش را زودتر دادم تا بدونن مفتی وراحت خودشونه جاکردن توپست بانک... خواستم بدونن من هفت خان استخدام را تو دهه هفتاد پیمودم اما چون اشنا وپارتی نداشتم موفق نشدم...حالا اسمش دودوزه است دونقشه خیلی مهم نیست....بعضا اصل را ول میکنیم فرع رامی چسبیم... نباید به این نوع نگرش تآسف خورد.. من اشتباه کردم خودم پرسیدم خودم جواب دادم شما چرا در حواشی غوطه ورشدی!!؟ وحاشیه را فدای متن کردی؟این همه نقش ورنگ بازی کردن عنان وافسار کارومدیریت وزندگی مسالمت امیز را از ما گرفته خبری نیست اینجا شما به ضرورت یا عدم ضرورت نقش بازی کردن مته به خشخاش گذاشتی!!!!؟

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/11/01 ساعت 06:22:29
۲-پیگیری جدی مسولان روستا برای ساخت هرچه سریعتر یک مدرسه ابتدایی درخور شان مارکده و تعدد دانش اموزان 
۳-چرا منابع روستا به نسبت جمعیتی تقسیم نمیشود که طعمه یک سری ادمای فرصت طلب میشه مانند کوه الوم وزمین های کف دره امام و خاکبرداری غیر اصولی زمینهای مجاور طرح فردوس و تخریب تبعیض شده ویلاهای قابوق

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1397/11/01 ساعت 16:01:46
دوست و همشهری عزیز و گرامی سلام و روز خوش. آقا و یا خانمی که با نام هفت خان یادداشت گذاشتی هنوز یادداشت قبلی منتشر نشده شما از کجا فهمیدی چنین پرسشی مطرح شده که پاسخش را دادی؟ 
بازی در دو نقش چه ضرورت دارد؟

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1397/11/02 ساعت 00:26:51
دوست و همشهری گرامی فقط شما نیستی که در جامعه ی ایران حقت پایمال شده است میلیون ها آدم بوده و هست که خیلی آشکار حق شان پایمال شده و می شود. توی استخدام توی دانشگاه توی اداره توی چامعه استفاده از رانت و... شما همین قشر آخوند را نگاه کن یک دانه گندم تولید نمی کند یک عدد میخ تولید نمی کند بهتر و بیشتر هم از امکانات جامعه استفاده می کند به این می گویند ستم تجاوز ظلم. علاوه بر پایمال کردن حق جان هزاران نفر گرفته شده آبروی هزاران نفر برده شده از نبوغ و خلاقیت هزاران نفر جلوگیری شده اموال هزاران نفر تصاحب شده هزاران نفر تحقیر شدند ولی شکلی که شما می خواهی احقاق حق کنی به نظر من احتمالا راه به جایی نمی بری خود دانی.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/11/02 ساعت 02:57:14
سلام  
باسلام خدمت دهیار و شورای اسلامی 
خواهشمندیم قبل از ۲۲بهمن یک پرسش و پاسخی در برنامه کاری خود داشته باشید و به مشکلات مردم روستا پاسخگو باشید  
چرا که پاسخ ندادن به پرسشها و مشکلات همشهریان گرامی نشانه بی احترامی به انها می باشد



کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد