Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 178 نیمه اسفند 97
گزارش نامه 178 نیمه اسفند 97 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1397/12/14 ساعت 11:19:30
فهرست صفحات
گزارش نامه 178 نیمه اسفند 97
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
یادداشت ها

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/23 ساعت 03:37:51
ببخشید آقای شاهسون تازه دیدم مطلب رو گذاشته بودید شرمنده

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/23 ساعت 04:11:12
سلام 
دیشب در صادق اباد جهت حاشیه رودخونه جلسه بود و قرار شد که امروز صبح برن شهرکرد که پاسگاه امده دستگیر شون کرده 
 
اخه به چه جرمی؟؟؟؟؟ 
به خاطر این که از حق خود و دیگران دفاع میکنند دستگیر شدن

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/23 ساعت 05:14:24
يك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانه‌هاشان راه نمیدادند . 
همين‌جور كه توی كوچه‌‌های روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟ 
گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس  
می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم . 
مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم . 
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير كرسی نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت : 
اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد . 
از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند .  
 
بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته : 
خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا . . . . 
 
*عبید زاکانی* 
 
به امید رهائی بشر از خرافات

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1397/12/23 ساعت 18:30:30
همشهری گرامی نقل داستان شما من را به یاد خاطره ای انداخت که برایت می نویسم. یکی از همکاران من که بچه یکی از روستاهای فلاورجان بود برایم گفت: یکی توی ده ما گاوی داشت که برای اولین بار زاییده بود وقتی می¬خواستند او را بدوشند لگد می زده و نمی گذاشته است. صاحب گاو از دعا نویس ده برایش دعایی می گیرد و برابر دستور دعا نویس تکه کاغذ دعا را با تکه پارچه ای جلد می گیرد و به گردن گاو می آویزد. گاو کم کم عادت می کند و رام می شود مدت ها از این زمان می گذرد روزی صاحب گاو می بیند بند دعا در گردن گاو در حال پاره شدن هست آن را از گردن گاو باز می کند و وسوسه می شود ببیند دعا نویس چی نوشته است جلد را باز و تکه کاغذ دعا را بیرون می آورد می بیند چند بار تکراری نوشته؛ هشت بدوشُش نهشت بفروشُش.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/24 ساعت 02:30:02
سلام دوستان 
راستی شنیده شده دهیار استعفا داده و داود سلیمان دهیار شده؟؟؟؟؟؟؟ 
 
مگه میشه؟؟؟؟؟؟ 
اون وقت چرا داود؟؟؟؟؟؟

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/24 ساعت 14:13:46
سلام  
بالاخره پس از چند ماه رفت امد به ادارات جهت خراب نکردن فنس ها  
 
اخرش مردم پشت هم نبودند و دیروز امدن واز صادق اباد خراب کردن  
 
ودر حال پیشروی به طرف مارکده

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/24 ساعت 15:35:44
با سلام و عرض ادب خدمت تمام همشهریانم ..اساسا کسی نقد میکنه و انتقاد میکنه که تا حدودی هم خودش انتقاد پذیر باشه هم لاقل کمتر عیب و ایراد داشته باشه...آخه پسر کلاهبردار تا کی میخای ادامه بدی.انتقاد البته خیلی خوبه.ولی چرا به پدرت و خودت که سرا پا عیب هستید و به این کانال مسخره ات مردم نقد میکنند..چرا یقه پاره میکنید....چرا..... 
با سپاس فراوان از مدیریت محترم وبسایت...

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/27 ساعت 05:16:37
#مذهب_چيست؟ 
پاسخش را نمی دانم! 
 
اما سخن بزرگان را با هم بخوانیم... 
 
⭕️ يک فيلسوف تابحال هرگز يک روحانی را نکشته است، درحاليکه روحانيون ، فلاسفهٔ زيادی را کشته اند! 
"دنيس ديروت" 
 
⭕ وقتی که مردم بيشتر آگاه می شوند ، کمتر به روحانی و بيشتر به معلم توجه می کنند. 
«رابرت گرين اينگرسول» 
 
⭕️ یک روحانى نسبت به برهنگى و رابطهٔ طبيعى و غریضی ِ دو جنس حساسيت دارد ، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد! 
"سوزان ارتس" 
 
⭕️ وقتی مُروِّجين ِمذهبی به سرزمين ما آمدند ، 
در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دستمان زمين هايمان را... 
پنجاه سال بعد ، ما در دست ، کتاب های مقدس داشتيم و آنها در دست زمين های ما را !! 
" جومو کيانتا" 
 
⭕️ دين بهترين وسيله برای ساکت نگه داشتن عوام است. 
"ناپلئون بُناپارت" 
 
⭕️ اگر بر مسلمانان تکلیف شده بود که روزانه به جای هفده رکعت نماز ، هفده دقیقه مطالعه کنند ؛ امروزه نه تنها هیچ مسلمان ِ بی سوادی وجود نداشت ؛ بلکه اصلأ "هیچ مسلمانی وجود نداشت" !!! 
«صادق هدايت» 
 
⭕️ چه سنگدل است 
«سیر» ی که «گرسنه» ای را نصیحت می کند تا درد ِگرسنگی را تحمل کند...!!!! 
«جُبران خلیل جِیران»

نویسنده Anonymous در تاریخ 1397/12/27 ساعت 12:51:50
سلام آقای شاهسون چرا دیگه یادداشت ها را انتشار نمیدید ؟چه شده یاداشت نیست یا از طرف سرداران روستا مورد هجمه قرار گرفتی؟

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1397/12/27 ساعت 13:02:27
سلام همشهری گرامی؛ یادداشت مناسب نیست.



کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد