Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 181 اول اردیبهشت 98
گزارش نامه 181 اول اردیبهشت 98 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1398/01/31 ساعت 12:50:13
فهرست صفحات
گزارش نامه 181 اول اردیبهشت 98
صفخه 2
یادداشت ها

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/07 ساعت 01:05:22
پنجعلی،بخشعلی،جمعه علی، گرگ علی، کلب علی، قدمعلی، نجف علی ... داریم غدیرعلی نمیشود؟ خرافات مذهبی را دست کم نگیرید!

نویسنده #کلاغ تنها در تاریخ 1398/02/07 ساعت 05:41:12
اگه انصافا" مسولان وشوراهامون هم مثل این کاربران اینقدر پیگیر یه موضوع بودن تاحالا کلی از مشکلات حل شده بود ببین این اقا قدیر یا غدیر جان ذهن چند نفر را به چالش کشیده ----------------- فقط به دلیل اینکه اسم قدیر در این داستان به دو گونه نوشته شد هم با قاف هم با غین...به نوعی همه دارن تلاش میکنن تا بگن درست تره کدومه !اونوقت مسولان روستا چشم بر روی واقعیات وخواسته ها ومشکلات مردم بستن خب شما شوراها هم یه ذره تلاش کنید تا ابهامات مرتفع بشه صره از ناصره مشخص بشه ---------------------------------------------------------------------------------

نویسنده محبوبه عرب در تاریخ 1398/02/06 ساعت 23:53:34
با سلام.افزودن پیشوند"عبد" به نام های منسوب به پروردگار و گزینش آن برای نام فرزند، در گذشته گسترده بوده است. نام هایی چون عبدالکریم، عبدالخالق، عبدالوهّاب و... . اما به جهت کوتاه گویی و سهولت، هنگام صدا زدن این نام ها، عبد حذف می شده است.به گمان من، کسی که نام فرزندش را قدیر یا عبدالقدیر می گذاشته، نام خداوند را مدّ نظر داشته است.و اگر در جایی، نام به شکل غدیر نوشته شده، کم سوادی علت بوده است.

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1398/02/07 ساعت 12:41:46
صُرِه یعنی کیسه ای که در آن سکه می ریختند، همیان. سَرِه یعنی درست ، صحیح.

نویسنده همون کلاغ تنها در تاریخ 1398/02/08 ساعت 05:52:43
درسته آقای شاهسون غلط املایی ام را می پذیرم هدف همان سره ازناسره بود که به اشتباه صره از ناصره تایپ شد از تذکر شما سپاسگزارم.....نگارش صحیحه این کلمه ولغت را میدانستم اما یه لحظه حواس پرتی وعدم تمرکز باعث شد به غلط تایپ شود که بعد از ارسال یاداشت ام خودم متوجه شدم.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/11 ساعت 05:26:44
دیگه واقعا" زشته که فردی اونم بیست سال تو خونه اش کاروکاسبی راه بندازه حالا اگه فرض بگیریم که طرف زنه خب زنا شرایط خاص خودشونه دارن وجامعه کوچک ما هم نمی پذیره که یه زن تومغازه کارکنه هرچند ایرادی نداره ولی محیط مون یه محیط بسته وکوچیکی یه مثلن بعضی از خانوما توخونه خیاطی میکنن ترشی درست میکنن نون میپزن کاراینا را میشه پذیرفت اما دیگه یه مرد بخواد تو خونش کسب درامد کنه خیلی پسندیده نیس باید بزنه ازخونه بیرون مثل بقیه یامغازه بزنه یا مغازه کرایه کنه یعنی کاروکاسبیش ازیه حداقل اصول ورسمیتی پیروی کند مجوزش هم یه بحث دیگه اس که من ورود نمیکنم

نویسنده قورباغه ابوعطا خ در تاریخ 1398/02/08 ساعت 06:45:41
از دهیار سابق که دیگه گذشت____________ اما ازاین آقایی که به تازگی برپست دهیاری به عنوان سرپرست دهیاری تکیه زده خواهش میکنیم با افرادی که بدون مجوز ودر داخل خانه سالهاست کاروکاسبی راه انداختن برخورد کند... اشاره مستقیم نمیکنم اما___________________شخص ست که بیست ساله کار هنری میکنه اونم تو خونه اش .....یکی دیگه هم درهمین حوزه فعالیت میکنه وتمامی اصول وموارد قانونی کسب وکار راهم رعایت کرده یعنی پروانه کسب داره ومغازش براش هزینه داره سالها مشمول پرداخت مالیات هم شده و یک دهم اون اقای دردانه ی نورچشمی که هم توخونه اش زندگی میکنه هم کسب درامد میکنه مشتری ودرامد نداره ...چرا ؟دلیلش چیه!؟خب پرواضحه چون بعضی ها مسجدی اند بابا!صف اولی اندجناب!! پاره ای اوقات توعرصه مداحی هم گردوخاک میکنن!! به اینا میگن سلطان فریب افکارعمومی!!یعنی مسجدی باش روی سرمیذارنت!آقای محترم بجای این نمایش دادنها وبدینگونه مشتری جمع کردن وکاروکاسبی کاذب وغیر قانونی برو یه مغازه کرایه کن پروانه کسبته هم بگیر تا بفهمی یه کاروکاسبی راه انداختن خیلی ریخت وپاش داره ..نه اینکه مفتی مفتی پول پارو کنی!!!حالا این زیرآبی رفتن ها و این تبعیض ها تا کی میخواد ادامه داشته باشه الله اعلم؟؟ قانونمند!قانونگرا! یادت باشه همه دربرابر قانون یکسانند ___________________ منتها نکته ای که لازمه گفته بشه تا مطب روشنتر بشه اینه که بعضی از اقایون جوری خودشون رو تو مردم جا زدند ومسجدی وصف اول نشون دادن که برای مردم مقدس شدن ومردم تحت هر شرایطی علارغم اینکه کسب وکارشون غیر قانونی ست بازهم میرن درخونشون وبهش سفارش کار میدن واقعا"که!! این که میگن مارکده ای ها عقلشون به چشمشونه یه واقعیت تلخه ها!

نویسنده صنعت گردشگری... در تاریخ 1398/02/11 ساعت 05:10:37
عوارضی و________________اخذ مبلغی بابت ورود گردشگر به روستای توریستی "م______________________ارکده" وکلا" سواحل زیبای زاینده رود از اوجب واجباته ونیازوضرورتش کاملا" محسوسه وبه چشم میاد پس چقدرخوبه شوراها به یمن روز شوراها با هم اندیشی به یک وحدت رویه ای برسند وهرچه زودتر به این خواسته ومطالبه ی بحق ساحل نشینان بخش زاینده رود بخصوص ساکنان دیارتوریستی مارکده جامعه ی عمل بپوشانند می پرسم انصافا" ازحضورگردشگر درحاشیه زاینده رود بجزء تولید زباله آلودگی صوتی ترویج بی بندوباری وگردوخاک آیا چیز دیگری نصیب ما میشود!؟ البته درسته که به رشد منطقه کمک میشه باعث رونق کسب وکار ودرامد زایی میشه اما ایا براستی اگه سود وزیان این صنعت را در2 کفه ترازو بگذاریم بنظرشما کدام کفه سنگین تر میشه بدون تردید کفه اسیب وزیانش برکفه سود ومزیتش خواهد چربید ____________________پس شوراها که لازمه روزتان راهم بهتان تبریک بگم بیایید طرحی نو دراندازید....حداقل یه کارشاخصی بکنید تا بفهمیم که شورا داریم اینجور که شما دارید ملاحظه میکنید وباهر تحولی مماشات میکنید وبشکلی محافظه کارانه عمل میکنید وچراغ خاموش میرید من فکر میکنم خیلی با دوره قبل که فاقد شورا بودیم توفیری ندارد درست نمیگم دوستان؟؟

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/14 ساعت 16:07:58
احسنت بر آقای رجبعلی عرب با متن بسیار زیباشون

نویسنده یاردبستانی من..... در تاریخ 1398/02/13 ساعت 05:30:45
بنام خالق علم ودانش /سلام همرامان گرامی/ چوب معلم اربود زمزمه محبتی /جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را/دوازدهم اردیبهشت ماه سالروز شهادت شهید مرتضی مطهری اسوه ی علم ودانش وروز وهفته معلم رابه ستاره های اسمان علم ودانش اندوزی یعنی معلمان دبیران واستادان دانشگاه ها تبریک وشادباش عرض میکنم یادش بخیر!! اوایل دهه ی شصت دبستان شهید موسی کلانتری مارکده وشوروشوق کودکانه/ هم سن وسالهای من ودهه پنجاهی ها حتما" معلم ها شون را بیاد میارن آقای مسعود فاضلیان دهکردی معلم کلاس اول دبستان مون با اون چهره بشاش وخنده های از سر عشقه به دانش آموزان درسخوان که توی نقاشی کشیدن هم مهارت داشت/ اقای فرخی قهفرخی/ اقای علیدوستی که ناظم مدرسه بود/ سالهای بعد اقای اسیوند اقای شهابی خدابیامرز اقای باقرزاده اقای کیانی اقای شاهمرادی اقای زمانی شورابی اقای زمانی قراقوشی اقای یحیی عرب که سرایدار بود وخیلی از معلمان دیگه ای که شوربختانه نام زیبایشان خاطرم نیست !وشاید تو ذهن شما همکلاسی های عزیزم باشد بهرحال روز معلم بهانه ای شد تا یادی کنم از معلمان زحمت کشی که اون همه مسافت را از شهرکرد وفرخشهر طی میکردند ومی آمدند مارکده تا علاوه بر الفبای فارسی وضرب وتقسیم بهمون الفبای زندگی را هم بیاموزند.... امادوستان! دنیا خیلی کوچیکه عمرمون خیلی کوتاهه! چقدرخوبه یادی هم بکنیم از اون دسته از همکلاسی ها وهم دبستانی های عزیزمان که دیگه دربین مانیستند وروی درنقاب خاک سپردند مرحوم حاج حمزه خسروی مرحوم کربلایی عباس خسروی مرحوم شیخ غلامرضا شاهبندری ومرحوم حاج علی عرب حاج لطیف/این کامنت را فقط از باب خاطره بازی واینکه یادی از گذشته ها بکنیم بنگارش درنیاورده ام بلکه نیت اصلی ایم اینه که یه تلنگری به خودم وشما دوستان عزیز باشد که بدونیم درهر جایگاه وسن وسالی که باشیم دستمون پرباشه یا خالی همشهری باشیم یا هم استانی اون چیزی که ازمون بیادگار میمونه یه بدی ویه خوبی! پس چقدرخوبه تواین چهار روزه ی عمر کاری کنیم وبگونه ای با همدیگه رفتارکنیم تا یه نام نیک ازخودمون بجابگذاریم تا مارا با خوبی هامون بیادبیارن نه خدای ناکرده با بدیها مون چراکه شاعرگفته نام نیک گربماند زآدمی /به کزاو ماندسرای زرنگار/ارادتمند رجب علی عرب مارکده زیبا وتوریستی
نام شما / ایمیل شما




کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد