Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98
گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1398/02/14 ساعت 12:45:06
فهرست صفحات
گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98
صفخه 2
صفخه 3
یادداشت ها

نویسنده ع.م در تاریخ 1398/02/21 ساعت 06:06:56
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[بقره: 183] ‏ 
ای كسانی ‏كه ايمان آورده ‌ايد! بر شما روزه واجب شده‏ است، همان‏ گونه بر كسانی كه پيش از شما بوده ‌اند واجب بوده ‏است تا باشد كه پرهيزگار شويد.‏ 
ماه مبارک رمضان برهمه مبارک .انسان موجودی جاودان است وبا مرگ از بین نمیرود بلکه مرحله دوم زندگیش را در مکان دیگر شروع خواهد کرد و ابزار زندگی در ان مکان عبارت است از همان عمل به دستورات الهی که اهم ان روزه است. البته منفعت دنیایی ان محفوظ است. ع.م

نویسنده م.ع در تاریخ 1398/02/21 ساعت 01:16:59
تاکنون فکر کرده اید که علت نژاد پرستی و فاشسیم بودن ما ایرانیان(برخی) چیست؟چرا زمانی که صحبت از تنبلی ، رخوت ، سستی ، بیاری، بیحالی، شهوت ،تجاوز و فحشا ، زن بارگی، تعدد زوجات ،جاهلیت و نادانی ،عقب ماندگی فکری و فرهنگی ،وصدها موضوع دیگر میشود ناخوداگاه کلمه عرب و اعراب در ذهنمان تبلور میابد؟  
ایا تاکنون علت این نژادپرستی افراطی را در خودمان بررسی کرده ایم ؟ 
ایا مطالعاتی در این مورد داشته ایم؟ 
ایا فکر کرده ایم که امتیاز یک ایرانی نسبت به اعراب در چه چیزی است در ادب و احترام گذاشتن به دیگران ،در اداب و اخلاق اجتماعی، در بذل و بخشش و کمک های بشردوستانه و اجتماعی،درمداراکردن با همسایه و اقوام و همشهری و هم ولایتی و..،درفعالیت اجتماعی و پرهیز از هرزگی و شهوت و فحشا،و...در وفاداری به امانت و امانتداری و درمسیر حقانیت حرکت کردن و زیاده خواهی نکردن و قانع بودن برحق و سهممان یا افترانبستن و غیبت و تهمت نزدن وچاپلوسی وهزاران موضوع دیگر ؟ 
چه مقدار درمورد تاریخ ایران و اعراب مطالعه داشته ایم و قضاوتمان از کجا صادر میشود :از درک و فهم درستی که از بررسی و مطالعه بدست اورده ایم یا از تعصب و نادانی که وجودمان را از اندیشیدن و تفکر تهی ساخته وما را به موجودی کر و کور تبدل کرده است؟ بیایید ریشه فاشیسم و نژادپرستی افراطی ویرانگر را بشناسیم تا خدای نکرده این فکر ویرانگر به ایندگانمان منتقل نگردد و موجب ویرانی اندیشیدن و انسان بودن در انان نگردد.موفق باشید.ع.م

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/21 ساعت 01:21:20
چارشنبه‌سوری در دو متن کهن  
در هیچیک از متون باقیمانده پیش از اسلام اشاره‌ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه‌های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت‌های مورخان یونانی در باره ایران نیز در باره جشن چارشنبه‌سوری سخنی گفته نشده است. 
 
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریباّ ساکت بوده‌اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون ابوریحان بیرونی نیز در باره آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره‌ها در تعدادی از متون کهن، نشان‌دهنده این است که گویا چارشنبه‌سوری نه تنها برگزار می‌شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نام برده می‌شده است. 
 
نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَرشَخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است: 
 
«و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.” 
 
نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ (مزارات) بخارا، ترجمه ابونصر قبادی، به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۱، ص ۳۷. 
 
در این روایت هر چند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه‌سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است. 
 
دومین متن کهن که اشاره‌ای هر چند غیر مستقیم به جشن چارشنبه‌سوری دارد، شاهنامه فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پَـرموده» پسر ساوه‌شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده رزم بودند، ستاره‌بینی بهرام را پند می‌دهد که: 
 
ستاره‌شمر گفت بهرام را 
که در «چارشنبه» مزن کام را 
اگر زین بپیچی گزند آیدت 
همه کار ناسودمند آیدت 
یکی باغ بُـد در میان سپاه 
از این روی و زان روی بُـد رزم‌گاه 
بشد «چارشنبه» هم از بامداد 
بدان باغ که امروز باشیم شاد 
ببردند پر مایه گستردنی 
می و رود و رامشگر و خوردنی 
. . . 
ز جیحون همی آتش افروختند 
زمین و هوا را همی سوختند 
 
شاهنامه فردوسی، تصحیح رستم علی‌یف، انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، جلد هشتم، مسکو، ۱۹۷۰، ص ۳۷۷ تا ۳۷۹؛ بیت آخر به نقل از نسخه دستنویس موزه بریتانیا. 
 
در باره این سروده‌های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است. نخست اینکه بر مبنای واژه‌نامه فریتس وُلف، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن‌ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هر چند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به صدها سال پیش از آن باز می‌گردد. 
 
دوم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است. و سوم اینکه برخلاف اعتقادی که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می‌پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی‌پنداشتند و بخصوص چارشنبه را گاهِ کام و جشن دانسته‌اند. (غیاث آبادی)

نویسنده کافه مش قنبر در تاریخ 1398/02/22 ساعت 04:42:12
حرف ودرد دل ساکنان سه راهی قوچان اینه که چرا این املاکی عصرها نزدیکای ساعت شش بیشتر به کافه مش قنبر شباهت داره تا یه مکان خریدوفروش ملک!!این مکان پرماجرا ومتصدی یانش که آسایش وآرامش ساکنان محل وعابران خیابان اصلی را مختل کرده اندکی میخوان رویکرد ورفتارشون رو تغییر دهند؟اینا خودشون که یه قبیله اند وتیمی دارن مغازه داری میکنن دیگه بقیه چی میگن که اینجا راتبدیل کردند به مانوتورینگ یااتاق کنترل عابران این فقط درد دل همسایگان اینجاست همین!! که مترصد گوش شنوا یند

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/23 ساعت 05:57:19
جناب شاهسون سلام فکر نمیکنم کسی بخواد شمارا تو معذوریت بگذاره دست کم من تاکنون چنین یادداشتهایی نگذاشتم بقیه هم باید دقت کنن اتفاقا" من همین فروش زمین تعاونی توسط سردار به این قوچونی ها را بشدت تحقیق وجستجو کردم ببینم این آقایی که الان خودش همسایه املاکی ست وخونش روبروی املاکی یه وبیشتر ازهمه دلش پره و از این اتفاق احساس خوشایندی نداره چرا این کار را کرده!؟ درجواب شنیدم که سردار با یه نفر دیگه شریک بودن اون شریکه چون مقروض بوده بدون هماهنگی با سردار زمین را قولنامه میکنه ویه جورایی دست سردار میمونه بسته ومجبور میشه او هم بخاطرشریکش تن به این کار بده.... حالا تا چه اندازه این استدلال وحرف منطقی و واقعی هست الله اعلم !بهر حال این ساخت وپاخت ها به هرشکلی صورت گرفته باشه دودش اول از همه توچشم خودشون داره میره ...کسی نمیخواد اینا جمع کنن از این جا برن چون ملک راخریدن ومغازه زدن نکته اینجاست که این محل شده پاتوقلاکی تا املاکی یعنی مغازه کاملا" مدرن وشیک اما رفتار مغازه داری کاملا" بدوی ومبتدیانه وبدوراز موارداخلاقی واین یک تناقضه شما درنظربگیرید خانم طرف که خونش روبروی این املاکی یه از درحیاط که میخواد بیاد بیرون باید حواسش باشه سر و وضعش رو درست کنه چون ازاتاق شیشه ای داره خیابان وعابران رصد میشه حالا چه عامدانه چه آگاهانه وچه ناخوداگاه خب قبول کنید همسایه ها معذبند دیگه راحت نیستن ... این مشکل هست که باید حل بشه وگرنه کسی با کاروکاسبی متعارف کسی کاری نداره که !نکته دوم مارکده یه روستای بزرگ وشناخته شده درکشوره واینا از جایگاه ممتاز مارکده در منطقه دارن سودمیبرن وهرکاری کنند دست آخر چه خوب وبد بنام مارکده حساب میشه چون اون خریدار خارج نشین از روستا اگه متضرر بشه تو خرید وفروش زمین میگن از کدوم املاکی خریدی میگن املاک سه راه مارکده قوچان که تو مارکده است درحالیکه متصدیانش تماما" قوچانی اند.... با این اوصاف میپرسم ایا اینا خواسته بحقی نیست؟؟؟

نویسنده محمدعلی شاهسون در تاریخ 1398/02/23 ساعت 02:32:53
همشهری و یا همشهریانی که مرتب درباره مشاور املاکی سه راهی قوچان یادداشت می گذارید سلام، لطف کنید مشاور املاکی هر عیب و ایرادی دارد همانجا روبرو به سردار روستا بگویید تا رسیدگی کند چون هم سردار روستا هست و قدرت دارد و هم خودش در فروش و دست به دست شدن این زمین سهم داشته و سود برده است. گذاشتن یادداشت در این سایت دردی را درمان نخواهد کرد فقط برای من عذاب وجدان دارد چون بسیاری از آنها را نمی توانم انتشار دهم.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/23 ساعت 03:07:00
سرنوشت روز معلم هم غمبار است سال 1340 معلم ها اعتصاب کردند درخواست شان افزایش حقوق بود با تیراندازی رئیس کلانتری میدان بهارستان یکی از معلم های اعتصابی به ابوالحسن خانعلی روز 12 اردیبهشت کشته شد دیگر معلم های اعتصابی مقاوت کردند و افزایش حقوق را گرفتند همین معلم های اعتصابی روز 12 اردیبهشت را به خاطر گرامی داشت ابوالحسن خانعلی روز معلم نام گذاری کردند ببینید معلم ها نه دولت و یا حکومت این تصمیم را گرفتند بعد از انقلاب در روز 11 اردیبهشت یکی از مسلمانان تند رو آقای مطهری را ترور کرد حاکمان آخوند به جای روز 11 گفتند روز 12 ترور شد و روز معلم را که چندین سال قبل به خاطر معلمی دیگر نام گذاری شده بود مصادره کردند و به نام آقای مطهری نامیدند و مرتب این دروغ را همه ساله از رسانه سراسری هم تکرار می شود و توی مدارس هم تو کله بچه های مردم می کنند

نویسنده ع.م در تاریخ 1398/02/26 ساعت 04:25:59
فردوسی در شاهنامه در حالی از «زن‌دزدی کیخسرو»، «کنیزبازی ایرج»، «شهرسوزی‌ها و زن و بچه کشی‌های کیکاووس»، «مردم‌کشی‌های شاپور ذوالاکتاف»، «زن‌بارگی‌های بهرام گور»، «مردم‌کشی‌ها و شهرسوزی‌های انوشیروان»، «شکنجه‌گری‌ها و قساوت‌های خسرو پرویز، پوراندخت، شاپور، بهرام و دیگران» و بسیاری از دیگر رفتارهای خشونت‌بار و ضد بشری یاد می‌کند که در مورد کورش مطلقاً سکوت کرده و اسکندر را شخصیت و پادشاهی خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو نامیده است. او همان خصالی را برای اسکندر قائل شده که قرآن برای ذوالقرنین قائل شده است. سخنان فردوسی در شاهنامه با آنچه در تداول امروز گفته و نوشته می‌شود و تبلیغ می‌گردد، بکلی متفاوت و متناقض است. آیا فردوسی درست گفته و مبلغین امروز نادرست می‌گویند و سخنان فردوسی را با تحریف بازگو می‌کنند یا برعکس؟ پاسخ این پرسش را چگونه می‌توان داد و این دوگانگی را چگونه می‌توان حل کرد؟ آیا می‌توان فردوسی را بخاطر بیان واقعیت‌هایی از جنایتگری‌های پادشاهان ایران، دشمن ایران قلمداد کرد؟ آیا دوستدار ایران کسی است که رنج‌های تاریخی مردم ایران را برای توجیه اعمال حاکمان و پادشاهان نادیده بگیرد و آنان را به انسان‌ها ترجیح دهد؟ دستکم فردوسی چنین نبوده و رنج مردم و ظلم شاهان را پرده‌پوشی نکرده است.

نویسنده ع.م در تاریخ 1398/02/25 ساعت 01:28:37
استاد و متفکر شهید،مرتضی مطهری، از چهره‌های برجسته انقلابی و رئیس شورای انقلاب،استاد فلسفه در دانشگاه و حوزه در حدود ساعت ۱۱ شب روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ هدف گلوله یکی از افراد گروه مجاهدین خلق قرار گرفت، و پس از انتقال به بیمارستان طرفه، درساعت 12 شب ۱۳۵۸به شهادت رسید. سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری در ایران روز معلم خوانده می‌شود.  
جالب ان بود که ابوالحسن خانعلی که در 12 اردیبهشت سال 1340 به قتل رسید،دانشجوی دوره دکتری دانشکده الهیات بود و آیت الله مرتضی مطهری هم هنگام شهادت، استاد همین دانشکده. لذا این روز، به مناسبت شهادت دو معلم انقلابی روز معلم یاد گرفت.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/25 ساعت 04:53:24
حالا که بحث کتاب و کتاب خوانی شده..خوبه آدمهای با فرهنگ هم تاریخ طبری وهم شیعه گری هم مطالعه کنید ببینی اعراب چه خیانتی به خاک وناموس ایران زمین کرده اند.....



کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد