Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98
گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1398/02/14 ساعت 12:45:06
فهرست صفحات
گزارش نامه 182 نیمه اردیبهشت 98
صفخه 2
صفخه 3
یادداشت ها

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/25 ساعت 04:54:55
مطهری هم یه آدم تند رو و افراطی بود..

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/26 ساعت 00:52:04
آخوند از دسترنج مردم ایران می خورد روی زمین ایران راه میره از هوای سر زمین ایران نفس می کشه ولی قلبش برای زبان عرب تاریخ عرب سنت عرب آدم های عرب حتا خرافات عرب می تپد بیایید برویم سراغ افتخارات خودمون 25 اردی‌بهشت سال‌روز بزرگ‌داشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی گرامی باد

نویسنده ع.م در تاریخ 1398/02/26 ساعت 04:21:38
نمیخواستم مطلبی بنویسم اما بسیاری هستند که دوست ندارند از خواب جهالت بیدارشوند البته بسیار سخته نداشتن مطالعه ،عدم بصیرت ،پیروی از هوای نفس و ......دست به دست هم میدهد تا انسان از مسیر الهی به راه انحرافی کشیده شود.شناختن استاد مطهری خود یک هنر است که کمتر کسی میتواند به ان برسد.استاد یک عارف و یک محقق و متفکر است و کمتر کسی را میتوان همتراز ان در بعد علمی و عرفانی پیدا نمود همانطور که شناختن استاد فردوسی هم برای بسیاری محال وبرای برخی سخت است. فردوسی یک حکیم بود و نه یک متعصب.او درعین حال که از اهل بیت ع تعریف و تمجید میکند از جوانمردی پهلوانان نیز سخن میراند.او حتی از اسکندر مقدونی که فاتح ایران بود نیز سخن گفته و بسیاری از خصلتهای پسندیده او را میشمارد.......پس بهتر است اگر حکیم فردوسی را دوست داریم نژادپرستی مزمن را کنار نهاده و بسوی حقیقت قدم برداریم.ع.م

نویسنده فرهنگ وادب در تاریخ 1398/02/26 ساعت 05:08:04
سالروز بزرگداشت شاعرپرآوازه حکیم ابوالقاسم فردوسی وروزپاسداشت" زبان فارسی "بهانه ایست تا بیش ازپیش به زبان فارسی اهمیت دهیم در شیوه ی نگارش صحیح لغات فارسی وکاربرد هرکدام اهتمام بیشتری بورزیم ازحجم ومیزان غلط املایی مان کم کنیم ودرست نوشتن ونگارش صحیح واژه ها را در دستور کارمان قرار دهیم تا خواننده بتواند پیام ومفاهیم نوشته را بدرستی دریابد به عبارتی نگارنده بتواند سخن وحرفش را انتقال دهد بااین اوصاف تا ما به معانی ومفاهیم واژه گان اشراف نداشته باشیم از مطالعه مان بهره وحظ کافی و وافی را نخواهیم برد چه یک صفحه را بخوانیم چه چند صد صفحه! پس خواندن تاریخ وکتابهای تاریخی که دوستمون اشاره کرده اند مادامی برای ما نتیجه بخش خواهد بود ومارا با برداشتی درست مواجه خواهد کرد که سواد مطالعه را داشته باشیم تسلط بر واژه گان ودایره واژه گانمان وسیع باشد!!!ابتدا یادبگیریم بفهمیم بدانیم وبعدبخوانیم وافکارواندیشه مان را نشروآگاهی دهیم!!

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/28 ساعت 01:51:21
اصلا بصیرت مصیرت برای شناختن استاد لازم نیست چهل سال نظرات استاد همانند بختک روی مردم ایران افتاده مثل روز شناخته شده است اختلاس دروغ بی اعتمادی و تبعیض تمام لب لباب نظرات استاد یک حکومت اشرافی اخوندی است سربازی نرن همه جا رئیس باشند حقوق های کلان بگیرند خودشون و فک و فامیلاشون استخدام بشن پولای مردم ایران ببرن برای حزب الله بیمارستان و خانه مجانی و بیمه درست کنند و مردم ایران هم اینجا توی فقر و بیکاری و بدبختی.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/28 ساعت 05:24:46
نماز اول وقت و رضا شاه 
 
 
(پيشنهاد ميكنم بخونيد ، خيلى زيباست) 
 
بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم 
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت 
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند 
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!! 
 
برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد 
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند 
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟ 
 
و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد... 
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم 
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!! 
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم... 
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم... 
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد... 
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه 
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت 
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.! 
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!! 
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟ 
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟ 
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.! 
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد... 
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.! 
 
همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!! 
منهم ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.! 
 
اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.! 
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم 
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز.. 
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!! 
 
اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود... 
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم : 
قربان درخدمتگذاری حاضرم 
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و... 
 
رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟ 
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم 
 
رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت: 
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.! 
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.! 
 
بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!! 
 
ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم.... 
 
(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان) 
 
التماس دعا

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/29 ساعت 00:47:57
البته رضا شاه روحش شاد مرد خردمندی بود می دانست که آخوند و حواریونش هیچگاه دزدی نمی کند دزدی آخوند اختلاس نام دارد. ببینید چه دروغ شاخداری برای به خواب کردن عوام ساخته اند؟!

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/02/29 ساعت 19:42:26
بیست و نهم اردیبهشت زادروز دکتر محمد مصدق گرامی باد.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/03/01 ساعت 07:28:46
31اردیبهشت ماه روز اهداء عضو را گرامی میداریم یک فرد که مرگ مغزی میشه این قابلیت را دارد که به 8 نفر عضو اهدا کند 8زندگی دوباره به نیازمندان ببخشد واین برابری میکند با یک دنیا آرامش روحی وروانی وپاداش اخروی برای انمرحوم اونوقت چطور بعضی از ماها حتی حاضر نیستیم از یک متر یک ملک وزمینی گذشت کنیم واینقدر چسبیدیم به مال دنیا!!؟؟ مال دنیا تا زمانی خوبه که "بال" ماباشدو باعث رشد اخلاقی وانسانی ماشود رفاه نسبی را برایمان به ارمغان بیاورد نه اینکه "وبال" انسان باشد وشرایط غرور وخودبرتربینی وفخرفروشی وگمراهی را برای ما فراهم کند!....حالا اگه حقمون باشه خیلی ایرادی نداره اشکال اونجاست که عده ای پاشونه از گلیم خودشون درازتر میکنند وسهمی بیشتر از حقشان میخوان بهتر نیست بجای مال اندوزی کمی هم به فکر ثروت های مهمتری مثل مهرومحبت وگذشت وبخشش ونوع دوستی باشیم؟؟

نویسنده کوروش اسوده بخوا در تاریخ 1398/03/08 ساعت 20:12:33
باسلام خدمت آریایی های عزیز....اقاشاهسون خسته نباشید..خدا قوت 
میخواستم درمورد این حسینیه عظیم صحبت کنیم... چتد روزیس به طرز مشکوکی عده ای قلیل که چندسالیست روستا از بیرون شده ان...دور و بر حسینیه تاب میخورن و شدن سینه چاک سردار روستا.....آیا مشکوک نیست همونایی که توطه میکردن برای سردار روستا الان مث.........م ...گ...س دورو برش تاب میخورن.....آیا مشکوک نیست. ایا این طایفه که از مهرکده بیرون رانده شدن الان مردم رو چی حساب کردن.... به هوش باشید البته مردم به هوش هستن و بیدار واینان را جز منفورترین اشخاص میشناسند نمونش همون پاسدار قلابی شوون ادعای همه چی میکنه الانم دورو بر حسینیه تاب میخوره و شده جان بر کف سردار روستا......آیا این اتفاقات مشکوک نیست......ممنون سپاس
نام شما / ایمیل شما




کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد