Home arrow بایگانی نشریه آوای مارکده arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 183 اول خرداد 98
گزارش نامه 183 اول خرداد 98 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1398/03/01 ساعت 04:28:56
فهرست صفحات
گزارش نامه 183 اول خرداد 98
صفخه 2

 

           لُمپَن

         واژه لمپن از فرهنگ فرنگ به زبان و فرهنگ ما راه یافته و به قشری از مردم جامعه اطلاق می ­شود که از افراد وازده­ جامعه هستند و نتوانسته­اند خردورزی خود را رشد دهند.

         کلمه­ی لمپن را عموما روشنفکران بکار می ­برند. مردم عادی و عامی جامعه­ ی ما، این قشر را با نام ­های دیگری می ­شناسند. مانند؛ اوباش، لات و لوت، هوچی، بی سر و بی پا، بی ­پدر و مادر، بی اصل و نسب، بی بته، بی ­ریشه، هُرهُری، بی ­شخصیت، سَرِ سفره پدر و مادر بزرگ نشده­. ترک­ زبان ­ها علاوه بر موارد ذکر شده گاهی اینها را دَرَدَن گلمیش هم می ­گویند.

         به نظر من همه ­ی این اطلاق ­ها ستم مضاعفی هست بر این قشر. این قشر خود قربانی نادانی و نا آگاهی پدر و مادر، قربانی فقر و محرومیت اقتصادی خانواده، بعد قربانی بی عدالتی­ ها و نا برابری ­های جامعه ­ی ما هستند. باوجود این، این قشر در هر جامعه ­ای حضور دارند و می­ زیند، هم خود رنج می ­برند و هم گاهی به دیگران آسیب می ­رسانند.

         لمپن ­ها در تحولات اجتماعی نقش تخریبی دارند، این نقش را خودشان با شناخت انتخاب نمی­ کنند و با آگاهی و اراده خودشان این تخریب را صورت نمی­ دهند بلکه حاکمان لمپن­ ها را به خدمت می­ گیرند، تهییج ­شان می ­کنند و از آنها استفاده ابزاری می­ کنند و آنها را با نام و عنوان مردم، برای سرکوب معترضان و عموما روشنفکران، به میدان می­ آورند. لمپن ­ها فضا را برای زیست روشنفکران نا امن می ­کنند تا پلشتی­ های حاکمان در اثر نقد و انتقاد و روشنگری روشنفکران، رو نشود.

        قشر لمپن ویژگی­ های خاص خود را دارد. ویژگی بارزشان این هست که عقل­ گرا و خردورز نیستند، به همین جهت نمی ­اندیشند، اندیشه ­ورز نیستند و از خود اندیشه ­ای ندارند، در نتیجه بی­ دانش و یا اطلاعات سطحی دارند و در پی درک و فهم خود و جهان پیرامون­ شان هم نیستند ناگزیر بیشتر پیرواند، دنباله رواند، تقلیدگر هستند، به اطاعت محض تن مي‌ دهند. هنر بزرگ ­شان حرف­ شنوی، فرمان ­بری، سرسپردگی  و اجرای اوامر خداوندان قدرت است.

           لمپن ­ها از خود ایده و آرمانی ندارند، هدفی را دنبال نمی ­کنند، بلکه همانند کوه هستند که صدا را انعکاس می ­دهند، هرچه قدرتمندان به آنها تلقین کنند همان را با هیجان، هیاهو و تعصب بسیار انعکاس و به جامعه باز می­ گردانند. به همین دلیل وقتی به سن پیری برسند تمام افتخاراتی که برای فرزندان و نوادگان­ شان تعریف می ­کنند این هست که به دستور فلان مقام فلان گروه را سرکوب کردیم، سران فلان گروه را کشتیم و... و فلان مقام از کار ما خوشش آمد و مدال ... برای صدق سخنم کتاب شعبان جعفری نوشته خانم هما سرشار را بخوانید.

        ویژگی دیگر اینکه لمپن­ ها معلق و پا در‌هوا هستند از خود شکل و هویت روانی ندارند، تشخّص و هويت اجتماعي معيني ندارند، شخصیت ثابت و استواری ندارند، شناور هستند، سیال هستند، استعداد فوق ­العاده ­ای برای شکل و رنگ پذیری دارند. بستگی به این دارد که در خدمت چه گروهی و یا چه قدرتی قرار بگیرند و چه ایده و فکری و باوری به آنها تلقین شده باشد به شکل ظرف و یا رنگ همان گروه و یا قدرت و یا ایده در می­ آیند و بلندگوی همان گروه و یا قدرت می ­شوند و سر و صدا راه می ­اندازند و نمایش می ­دهند. این را می­ دانیم که زندگی فکر نشده پر از تضاد و رنج و سردرگمی است. انسان بی اندیشه بسان زورقی است سرگردان در دست امواج. هر آدمی با اندکی خردمندی وقتی به اطراف خود نگاه کند این سرگردانی را در زندگی این قشر از مردمان جامعه به روشنی خواهد دید.

           ویژگی دیگر لمپن فرصت­ طلبی اوست لمپن کاری به اینکه چه چیزی حقیقت هست چه چیزی درست است چه چیزی اخلاقی است و چه چیزی غیر اخلاقی، ندارد بلکه دنبال فرصت می ­گردد ببیند کجا قدرت هست و در کنار قدرت بهتر می ­تواند به منافع برسد خود را به آن قدرت می ­چسباند، مرید می ­شود، با گفتن تملق و چاپلوسی جای خود را باز می­ کند و به ثروت و قدرت می ­رسد چون متناسب با این موقعیت رشد نکرده حالا در این موقعیت بلد نیست برابر عرف و انتظارات جامعه رفتار نماید رفتار و گفتارش گاهی خنده­ دار است به همین جهت تازه به دوران رسیده و نوکیسه نامیده می ­شوند و حافظ هم نو دولت نامیده است.

         یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان

         کین همه ناز از غلام ترک و استر می ­کنند.

        لمپن ­ها سخت تحریک پذیرند با تلقینِ چهارتا شعار، با دادن عنوان و القاب حتی بی محتوا بهشان، مزین کردن ­شان به یک رنگ و نشان، مثلا؛ بستن پارچه ­ای رنگین بر بازو، انداختن پارچه ­ای خاص بر گردن، آویختن نشانی بر سینه، گذاشتن کلاهی خاص به سر، بستن قطعه پارچه­ ای یا نوشته ­ای بر پیشانی، پوشیدن لباسی خاص، به آسانی تهییج و بسیج­ می­ شوند و در خدمت قرار می­ گیرند. در جامعه ای که حاکمیت عقلانیت ضعیف باشد و مردم به جای عقل و خرد با احساسات و عواطف­ شان امور را ارزیابی کنند میدان برای ظهور و بروز لمپن­ ها آماده­ تر است.

          لمپن ­ها خرده فرهنگ خود را دارند و نیز ارزش­ های خودشان را. ویژگی بارز فرهنگی ­شان تعصب ­ورزی شدید است، تعصب شدید به اربابی که در خدمتش هست، به ایده و باورهایی که به او تلقین شده، به نشان ­ها که بر بازو و یا پیشانی و یا گردن و سینه ­اش نصب شده، به القاب­ و عنوان­ هایی که به او داده شده. باید دانست تعصب نیرو محرکه تخریب و ویرانگری است شما در هیچ کجای تاریخ، در میانِ مردمان متعصب، به جمع و یا تک نفر بر نمی خورید که: اخلاقمند بوده باشند، با ادب بوده باشند، از انصافی برخوردار باشند، شادمان بوده باشند، هنر و زیبایی ­های جهان و انسان را بشناسند و ازش لذت ببرند، رشد یافته باشند، دیگران را محترم داشته باشند، به حریم دیگران تجاوز نکرده باشند، اهل مدارا و لبخند بوده باشند.

           لمپن تعصب ­ورزی خود را غیرت ­مندی می ­نامد و به خطا غیرت را یک صفت ممتاز اخلاقی انسانی و اجتماعی می­ پندارد و به آن مباهات می­کند و از آن نیرو می­گیرد و این نیرو را با شکل خشونت بر علیه مخالفان ارباب و یا قدرتی که در خدمتش هست و یا ایده و باورهایی که به او تلقین شده به کار می ­گیرد.

         قشر لمپن تولید و بازتولید کننده واژه­ های تملق و چاپلوسی است دلیلش این هست که حاکمیت جامعه ­ی ما و به دنبال آن فرهنگ جامعه ­ی ما همیشه استبدادی بوده، لمپن­ ها در خدمت حاکمیت مستبد قرار می­ گرفته ­اند و برای نزدیکی و کسب محبوبیت بیشتر واژه­ های تملق جالب و جاذب­ تری می ­سازند. از طرفی، زیست لمپنی چون با خواست حاکمان مستبد همخوانی داشته، جمعیت قابل توجهی از جامعه را در بر گرفته است.

          لمپن­ خود را، ارباب خود را و باوری که به او تلقین شده را، تنها حقیقت جهان می ­پندارند به همین دلیل دیگران و از جمله مخالفان خود را باطل می ­شمارد. به همین جهت به خود این اجازه را می ­دهد که با مخالفان خود با خشونت برخورد کند و کلمه­ های سخیف، ناسزاهای پایین تنه ­ای مشهور به فحش ­های چارواداری، بر علیه مخالفان خود به کار ببرد. فحش و ناسزا ادبیات گفتاری خاص این قشر محسوب می ­شود.

            ویژگی دیگر لمپن نداشتن حرمت نفس اوست لمپن علارغم ظاهرش که خود را قوی نشان می­دهد، در ذهن و در درون، خود را کم ارزش و یا بی ارزش می ­پندارد به همین دلیل از نظر فکری توانایی روی پای خود ایستادن ندارد به همین جهت نتوانسته برای خود هویتی بسازد و تشخصی داشته باشد، و خود را با آن هویت معرفی و با آن تشخص بشناساند. بنابراین نمی ­داند کیست؟ چی هست؟ برای رهایی از این رنج بی ارزشی، بی هویتی و نداشتن شخصیت ثابت و استوار، سخت خود را نیازمند به تکیه ­گاه می ­بیند این است که جذب کانون­ های قدرت می­ شود.- وقتی خودم چیزی نیستم باید به چیزی که بین مردم ارزشمند است آویزان شوم - لمپن در این وقت احساس می­ کند تشخص یافته و ارزشمند شده­ و از رنج بی هویتی و بی ارزشی­اش قدری کاسته شده است. حالا با تمام وجود در کانون قدرت ذوب می ­شود و در خدمت فرد قدرتمند و یا متولیان دین و مذهب قرار می ­گیرد و برای نشان دادن وفاداری خود مدح می ­گوید، تملق می­ گوید، دست می ­بوسد و اگر امر شود خیلی راحت آدم هم می ­کشد. تقریبا همه ­مان این ضرب ­المثل؛ کاتولیک ­تر از پاپ، و کپی ایرانیش را که می­ گوید: شیعه­ تر از علی، را شنیده ­ایم، لمپن ­ها وقتی به خدمت فرد قدرتمند و یا دین و مذهب درآیند مصداق بارز این ضرب ­المثل هستند.

          لمپن حس مسئولیت پذیری ندارد دلیلش این هست که همیشه اجرای اوامر می­ کند و اجرای اوامر می ­شود وظیفه­ اش. از کلمه ­ی آزادی هم سخت می ­هراسد برای اینکه آزاد بودن مسئولیت در پی دارد و اصولا باورمند به قضا و قدر، خواست خدا و سرنوشت است باز هم برای فرار از مسئولیت. به همین جهت کلمه­ ی آزادی برایش نا مفهوم است و وقتی کلمه­ ی آزادی را می ­شنود بی بند و باری جنسی و بی حجابی زنان در ذهنش تداعی می ­شود. دلیلش این هست که ذهنی ساده دارد توانایی درک پیچیدگی انسان و جهان را ندارد بنابراین جهان را سیاه و سفید و خدایی و شیطانی می­ بیند و آدم­ ها را به خوب و بد، پاک و نجس و دوست و دشمن تقسیم می­ کند. لمپن خود را در دسته­ ی طرفداران خدا می ­داند و بر این باور هست که کارهای بد را دشمنان و آنهایی که گول شیطان را خورده ­اند انجام می ­دهند. به همین جهت هرگاه از او کار ناشایستی سر زند ادعا می­ کند که شیطان او را فریفته این هم باز برای فرار از مسئولیت است.

         لمپن مفهوم حقوق شهروندی را نمی ­فهمد، مفهوم برابری انسان ­ها برای او نا مفهوم است، اگر برایش گفته شود همه­ ی انسان ­ها با هم برابر هستند تعجب می­ کند و خواهد گفت: مگر می ­شود یک مسلمان شیعه­ ی بهشتی با یک نفر بی ­دین جهنمی برابر باشد؟ به همین جهت در فرهنگ و قاموس لمپن داشتن باورهای دیگر فحش محسوب می ­شود؛ مثلا: یهودی، کمونیست، ارمنی، هندی، لیبرال، توده­ ای، فدایی، مجاهد و... لمپن اصولا یک نگرش زن ستیزانه دارد اصلا نمی ­تواند بپذیرد که زن و مرد حق و حقوق و شان برابر دارند. اگر هم حقوق شهروندی و برابری زن و مرد را برایش توضیح دهی، قابل فهم و هضم نیست ذهنیتی دو قطبی در او شکل گرفته؛ زن و مرد، خوب و بد، دارا و نادار، مومن و کافر، پاک و نجس، بهشتی جهنمی و... به همین جهت حتی این لمپن اگر زن هم باشد مرد سالار است و زن را  انسان کهتر، ضعیفه، ناقص ­العقل، ملک مرد، عیال و ناموس مرد،کشتزار مرد می­ پندارد که باید در پشت صحنه باشند. موضوع­ هایی که لمپن خوب می ­فهمد: امریه است، دستور است، ماموریت است، اجرای حکم است و یک اشاره صاحب قدرت است تا او با سر بدود، یعنی سرسپردگی.

          خشونت­ ورزی و برخورد تحقیر آمیز با دیگران یکی دیگر از ویژگی­ های لمپن است خشونت ورزی لمپن دو تا منبع دارد یکی واکنش روانی اوست چون خود در جامعه مورد خشونت قرار گرفته و تحقیر شده­ حالا در بزرگ­ سالی که در پناه حاکمان جامعه قدرتی یافته­، به قدرت خود افتخار و از اعمال خشونت بر دیگران و نیز از تحقیر دیگران لذت می ­برد. دیگری تلقین هایی است که به او شده، حاکمیت مخالفان خود را نماد پلیدی معرفی و با تکرار به لمپن تلقین می­ کند لمپن که چشم گوش بسته در خدمت حاکم است با همان دید حاکم به مخالفان اربابش می ­نگرد. از دید او کسی که پلید هست سزاوار خشونت و حتی کشته شدن است. شخص لمپن یک ساحت دوگانه ­ای دارد در همان حین که در پناه فرد قدرتمند و یا نهاد قدرتمند احساس قدرت می­ کند و با دیگران با خشونت و تحقیر برخورد می ­کند و لذت می ­برد هم ­زمان در برابر قدرتمندان خود را حقیر و کوچک و بی ارزش می­ پندارد، تملق می ­گوید، سر تعظیم فرود می­ آورد، دست می ­بوسد، تسليم و سر سپرده محض است. نکته جالب این هست که از این خود حقیر پنداری و تملق گویی و سر تعظیم فرود آوردن و تسلیم و سر سپردگی هم لذت می ­برد و آن را افتخار می ­داند.

                                      محمدعلی شاهسون مارکده 8 فروردین 98

 

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده سربداران در تاریخ 1398/03/03 ساعت 03:41:13
یه پرسشی مدتهاست ذهن من رو با خودش درگیرکرده است واونم اینه که چرا مردم ایران که مذهبی تراند ودودستی چسبیدن به مسجد وعبادت وزیارت های تکراری ونذری دادن ونماز جعفرالطیار خواندن اینهمه مصیبت وگرفتاری دارند!؟از خیلی از کشورهای دیگر مشکلاتشون بیشتره هم اقتصادی هم خشم وغضب خدا یا همون بلایاییه طبیعی مثل سیل زلزله سرمازدگی درختان.......!!البته اینکه ایران کشوری زلزله خیزه یا اقلیمش جوری یه که بارندگی درش زیاده بدیهی ست اما نه دیگه به این شکل وحجم که امسال شاهدش بودیم.. اما نکته اینجاست که ...مگه نمیگن باخدا باش وپادشاهی کن مگه به خوردماندادن که دیندارباشید باایمان باشید تا کمتر دچار مصیبت شوید ...پس چرا اینهمه درد وغم وبلا و مصیبت وگرفتاری دارن مردم کشورما!؟؟اشکال کجای کاره؟ والا اینقدر که خدا به مردم ایران پشت کرده وگرفتار بلا ومصیبت شون کرده اون کشورهای غربی واروپایی بی دین وکفار اینقدر مصیبت وبلای طبیعی بخودشون نمی بینند!!کشوری که سه تا حرم مطهر وهزاران امامزاده وبقایه متبرکه داره چرا اوضاع واحوالش بحرانی ترازهمه جاست !!!؟

نویسنده سربداران در تاریخ 1398/03/02 ساعت 07:45:38
زندگی لمپنی یک سبک از زندگی فردی واجتماعی ست که شوربختانه این سبک زندگی نشآت گرفته از محیط خانوادگی وافکار بسته پدرخانواده وبه طبع ان محیط خشک وتعصبی یک اجتماع ا ست افراد یک جامعه وقتی اندیشیدن را از خود بگیرند وبرای پاسخ به مسءله ای خودشان را به چالش نکشند بخودشان زحمت فکرکردن را ندهند وهرفردی هرچه گفت بدون تحقیق قبول کنند اونوقت میشن همان مقلد که شما میگید میشن حزب باد که هرطرف باد وزید اون سمتی میشن میشن افرادیکه از خود اراده ای ندارن میشن غلامان حلقه بگوش میشن هرهری مذهبان خب حالا وقتی مردم میبینن که اونایی که به قدرتمندان وبانفوذان چسبیده ان به درستی یا نادرستی مقبولیت بیشتری توجامعه دارن...... بدیهی یه که چنین رفتاری درجامعه ترویج وگسترش یابد فراگیرشود! بقول شاعر خانه از پای بس ویران است....زندگی لمپنی با پوست وگوشت وخون بعضی ها عجین شده ومشکلی ست بنیادی وریشه ای....جزءی از شخصیت شان شده شوربختانه!!

نویسنده کالاکالا.............. در تاریخ 1398/03/04 ساعت 02:03:48
ازاین نوکیسه ها ونو دولتان در همین جامعه روستایی ما فک وفراونه ادمایی که با دست یازیدن به اموال مردم وکلاهبرداری وکلاهگذاری ره صدساله را یک شبه طی کردند نکته جالبش اینه که بعد میشینند واز موفقیاتشان اینگونه میگن@خب ما زحمت کشیدیم که اینارا داریم!! یعنی میخوام بگم پیشرفت یک روی سکه است وچگونه رشدکردن روی دیگرسکه وموضوعی مهمتر وتآمل برانگیزتر اظهر من الشمسه که اونایی که خواستند دنبال لقمه حلال باشند وازراه درست زندگی کنند هنوز همون زندگی معمولی خودشون را دارند دهها مورد را میشه توهمین روستای خودمان بهش اشاره کرد ..&.#@.پس اقایون تازه به دوران رسیده خودشون را گم نکنند وپیاده شن باهم بریم!!!

نویسنده مهندس در تاریخ 1398/03/04 ساعت 15:27:26
وقتي ديدادم كوتاه باشه اينجوري فكر ميكنه ولي اونورابيهازياد هم خوششون نيست ظاهربين و كوته فكرنباشيم.

نویسنده سربداران در تاریخ 1398/03/06 ساعت 05:29:56
شما که دیدتون بازتره وکلی بین هستین جناب مقنس ببخشید مهندس! مارا روشن کن اون وری ها اگه به زعم شما دچارمصیبتی هم بشن ما این وریها یعنی شماها میگید خب کافرن دیگه مستحق گرفتاری اند می پرسم ماها که دیگه باخداییم دینداریم باورهای محکمی داریم پس تناقض کجاست؟گره کارکجاست؟ روشنفکر!! ماکوته فکرا را آگاه کن لطفا"!؟ اگه زحمتی نیست!

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/03/06 ساعت 21:43:27
همیشه گرفتار مگه علامت کفره،بعضی وقتا واس ازمایش افراد سست ا یمان یا روشنفکری مثل شماست،از امار سرطان،ایدز،تو این کشورا خبر دارین،تو این کشورا اصلا ناموس معنی داره اقای روشن فکر

نویسنده سربداران در تاریخ 1398/03/07 ساعت 06:10:19
شماظاهرا"خیلی به اتفاقات توکشورانگار اشراف ندارین بیرون گود وایسادی میگی لنگش کن میدونی چقدر کودک کار داریم جناب؟که باید الان کودکی کنن ودرس بخونن؟میدونی چقدر دانش اموز داریم که توکپر دارن درس میخونن؟باایمان که ایمانت فوران کرده اینا که میگی بیماری اند که طرف نکات بهداشتی را رعایت نکرده یا اهمیت نداده وبیمارشده البته تو کشورماهم هست هم سرطان هم ایدز یادمون باشه انسانها با اعمالشون ورفتارهای فردی واجتماعی شون موررد سنجش وآزمایش قرار میگیرند با نوع دوستی شون با اعمال خیرخواهانه شون با نیک اندیشی شون میدونی مشکل کجاست مشکل اینجاست که یه عده ای مسلمان نما که همش وا اسلاما میکنن شبیه شماکه اصلا"هیچ شناختی از ایدلوژی وجهان بینی ودینی که بهش پایبندن ندارن میان ومیخوان وعظ کنن دیگران را از گمراهی نجات بدن!!باایمان چرا کشوری با این همه نعمت وذخاءر نفتی وگازی وثروت مردمش تو فقر ونداری دارن دست وپا میزنن!؟تو بگو من که سوادشه ندارم چرا این همه آقازاده تو کشورپاگرفته ؟چرا اینهمه اختلاس میلیاردی داره تو کشورباایمانا صورت میگیره!؟مگه اینا هموطنای من وشما نیستند؟ چرافاصله طبقاتی اینهمه زیادشده وبه اوج خودش رسیده؟ چندوقت پیش یه تصادف در همین اصفهان خودمون رخ میده یه دخترخانم مایه دار که پول باباش از پارو بالا میره وبچه مایه دار بوده با یه ماشین گرانقیمت لاکچری میزنه به یه پرایدی راننده پراید درجا تموم میکنه بعد طرف از اتومبیلش پیاده میشه عینکش رو برمیداره وبا یه قیافه حق بجانب میگه خب دیه شو میدم!!! درسته پولداری اما تند نرو اجازه بده ببین قانون چی میگه ودهها چرایی دیگر........

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/03/08 ساعت 01:31:21
درست میگی اونا ناموس ندارن برای اینکه زن و دختراشون یک انسان کامل برابر مرداشونن ما زن و دخترامون نصف انسانن و ناموس مردا می دونی ناموس یعنی چه؟ یعنی زن و دخترا ملک مرداین مال مرداین مثل یک حیوون حالا از تو می پرسم انسان کامل بهتره یا نیمه اصان؟

نویسنده Anonymous در تاریخ 1398/03/10 ساعت 04:46:59
حسینیه خوبه .فاضلاب خوبه.مسجدخوبه.مدرسه خوبه توسعه پیداکنه ..همشون خوبن ولی تومسیر خودش ازش استفاده بشه .نه اینکه مسجد وخسینیه مکانی باشه برای پنهان شدن ادمای خطرناکی که پایه واساس دین مقدس اسلام را زیر سوال ببرن

نویسنده پدربزرگ در تاریخ 1398/03/11 ساعت 05:32:05
امروز روز قدس بود مردم هم هرکی دوست داشت در راهپیمایی شرکت کرد خیلی هم عالی اما می پرسم آیا وقتی گوشت کیلویی 130 هزار باشه مرغ گران باشه حالا اینا رامیشه کمتر خورد موادغذایی هر روزه وضروری ترین مایحتاج مردم هم خیلی گرون شده همه توان مالی ندارن نمی تونن خرید کنن سفره مردم روزبروز داره کوچکتر میشه یخچالها داره خالی تر میشه اونوقت این مردم دیگه با چه دل ودماغی بیان تو راهپیمایی ؟ از تلویزیون که داشتم روز قدس را تماشا میکردم خیلی جمعیت نسبت به پارسال کمتر بود در شهرهای مختلف را میگم وگرنه روستا ما که همیشه درصحنه اند!خب حالا انصافا"لازم نیست که مسولان کشورهم بفکر این گرانی باشند خدا به داد اونایی برسه که دختر دم بخت دارن خدایی سخته ونکته بعدی هم اینکه خدارا شکر همه توخونه تلویزیون ورادیو ومنابع اطلاع رسانی دارن تقویم دارن ومیدونن که آخرین جمعه ماه رمضون هر سال روز قدسه خب هرکی تمایل داره میاد دیگه! چه ضرورتی داره صبح روز قدس و22 بهمن اینقدر با این صدای گوشخراش بلندگو مردم را اذیت کنیم؟؟ شاید کسی تو خونش بیمار ومریضی داشته باشه بعدهم طرف به چند بار گفتن بسنده نمیکنه که از 4 تا خیابان روستا عبور میکنن وصدبار میگن بدانید وآگاه باشید که روز قدسه! بابا اینقدر آرامش وآسایش مردم را ازبین نبرید مردم به اند ازه کافی اعصابشون خرد هست دیگه شماها غوزه بالا غوز نشید خواهشا" به لحاظ اخلاقی وانسانی ودینی هم پسندیده ودرست نیست.


آخرین بروز رسانی ( 1399/04/26 ساعت 04:45:26 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد