Home arrow صفحه اصلی arrow آوای مارکده arrow گزارش نامه 206 نیمه اردیبهشت 99
گزارش نامه 206 نیمه اردیبهشت 99 چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
1399/02/13 ساعت 14:18:19

 

      زودرنجی

       حتما دیده و یا شنیده­ اید که بعضی­ ها از یک حرف نه چندان مهم و یا رفتاری کوچک که از طرف دوستی و یا خویشی و یا همسایه ­ای سر می­ زند سخت می ­رنجند و به دنبال این رنج، قهر می ­کنند، گلایه سر می­ دهند، ارتباط­ ها سرد و یا  قطع می ­شود؟ به این طیف آدم ­ها زودرنج می­ گویند.

        ریشه زودرنجی انتظار است ما انتظار داریم دیگران احترام ما را نگه دارند حرفی بالاتر از گل به ما نزنند حال می ­بینیم چنین نشده بلکه نیشی و کنایه ­ای هم زده­ اند و یا رفتاری بر علیه ما هم انجام داده ­اند و یا دست­ کم ما را در سخن، رفتار و تصمیم­ شان به حساب نیاورده ­اند، این است که می­ رنجیم.

       انتظار از دیگران با واقعیت جهان نمی­ خواند جهان بر اساس انتظار ما طراحی نشده است چنین قانونی که دیگران باید برابر انتظار ما عمل کنند هم جایی نوشته نشده و در این جهان جایی ندارد به علاوه معقول و منطقی هم نیست که از دیگری انتظار داشته باشیم رفتاری و یا سخنی برابر خواسته ­ی ما داشته باشد یعنی انتظار از دیگری رفتاری نا معقول است، انتظار از دیگری دشمن بزرگ آدمی است؛ آدمی که می­ خواهد رشد کند، می ­خواهد موفق باشد، می­ خواهد اندکی با آرامش بزید، می­ خواهد زیست معنوی داشته باشد، می ­خواهد آزادگی را تجربه کند. راه دست ­یابی به رشد و موفقیت و دست یافتن به آرامش و معنویت، تکیه بر خود و بکار گیری عقل و خرد خود است.

        انتظار از دیگری و نیز انتظار بیش از حد از خود، چون خواسته ­ای نامعقول است و بیشتر وقت­ ها برآورده نمی­ شود، موجب خشم می ­شود و خشم یک احساس است مانند هر احساسی دیگر، فقط نا خوشایند و رنج ­آور هست که به دنبال برآورده نشدن خواسته­ ی ما، در ذهن ما بوجود می ­آید و ممکن است بعضی از ما آن را تبدیل به عصبانیت کنیم که پی­آمدهای ناگواری مانند پرخاشگری و برخورد فیزیکی خواهد داشت و بعضی از ما ممکن است ان را درون خود بریزیم که اصطلاحا می ­گویند فروخوردن خشم، که بدون شک تبدیل به کینه و تنفر می شود. خشم حتی اگر تبدیل به عصبانیت هم نشود ویرانگرِ روان است و اضطراب را در پی دارد و اضطراب سلامتی روانی و جسمی ما را به هم می ­زند و افسردگی را با خود به ارمغان می ­آورد.

        آدمی که از هر رویدادی کوچک و بزرگ خشمگین می ­شود باید بداند به واقعیات جهان توجه ندارد یا واقعیت ­ها را آنگونه که هستند نمی­ فهمد بنابراین بر مبنای واقعیات عمل نمی ­کند. واقعیات به ما چه می ­گوید؟ می­ گوید؛ زندگی سخت و مشکل است، جهان محل آسایش و راحتی نیست و ما را هم به مهمانی این جهان دعوت نکرده ­اند بلکه هریک از ما مهمان خودمان هستیم و ناگزیریم موجبات زیست خود را با بکارگیری عقل و خرد خود، خود فراهم کنیم و این یک واقعیتی تلخ است و ما راهی نداریم جز پذیرش این واقعیت تلخ. سخت و مشکل بودن زندگی، ربطی به امروز هم ندارد همیشه همین ­طور بوده است. پس این سخن که زیاد شنیده می ­شود؛ در گذشته زندگی راحت ­تر بوده و یا در آینده راحت­ تر خواهد بود هم خیالی واهی و سخنی بیهوده ­ای بیش نیست، زندگی همیشه سخت و مشکل بوده است. تار و پود زندگی درد و رنج بوده اکنون هم هست و در آینده هم خواهد بود، ریشه این درد و رنج هم نیازهای دائمی ما بوده که ناگزیریم آنها را تامین کنیم. اگر نیک بنگریم اصلا مراحل رشد آدمی همراه با درد و رنج است برای نمونه اولین قدم زیستمان، بیرون آمدن از شکم مادر است ببینید با چه درد و رنجی برای مادر و کودک همراه است؟

         ما ناگزیریم در این دنیا زندگی کنیم دنیایی که هیچ دو نفرش مانند هم نیستند همه با هم متفاوت هستیم. تفاوت خود به خود چیز بدی نیست بلکه می ­تواند زیبایی به حساب آید و فرصت برای رشد. ولی ما در جامعه ­ ای  زندگی می­ کنیم که به ما نمی ­آموزند تفاوت را در آدم­ ها زیبایی ببینیم و فرصت برای رشد. فرهنگ حاکم در بوق و کرناهایش همرنگی، همانندی، یکسانی و دنباله روی را آموزش می ­دهد و تفاوت ­ها را زشتی می­ شمارد. چیزی که باید دانست و به آن توجه ویژه کرد یکسانی برازنده گورستان ­ها است و داشتن تفاوت و متفاوت بودن برازنده جامعه­ ی انسانی. ولی متاسفانه شاهد هستیم بوق و کرناهای فرهنگ حاکم، همرنگی و یکسانی و همانندی را با تکرار، تکرار و تکرار به عنوان ارزش به مردم می ­باورانند. ما چون نمی ­آموزیم تفاوت آدم­ ها را زیبا و فرصت ببینیم، آنگونه که به ما تلقین می ­شود آن را عیب و ننگ و عار می ­پنداریم و پشت سر یکدیگر بد می­ گوییم که؛ دوتا تار موی فلان زن بیرون بوده، فلان زن در گفت ­وگو با فلان مرد خندید، فلانی مسجد نمی­ آید، فلانی روزه نمی­ گیرد، فلانی به گونه­ ای دیگر باور دارد و یا می ­اندیشد، فلانی بر خلاف دستور اکید حاکمان ماهواره می ­بیند، فلانی از حاکمان خوشش نمی ­آید، فلانی در تظاهرات حکومتی شرکت نمی ­کند و... به گفته­ ی سعدی، بزرگ مرد زبان و ادب فارسی، به پوستین هم می ­افتیم و موجبات رنج و آزار بیشتر همدیگر را فراهم می­ آوریم.

          برای کاستن از رنج­ ها و دست یابی به اندکی آرامش چاره ­ای نداریم  که آدم­ ها را آنگونه که هستند یعنی؛ متفاوت، ببینیم، تفاوت ­ها را هم خوب، زیبا و فرصت ببینیم، بفهمیم، بشناسیم و بپذیریم، و برای اطمینان خاطر از کاسته شدن رنج­ ها، سطح انتظارمان را هم از خود و هم از دیگران پایین بیاوریم و اندکی هم پوست ­مان را نسبت به حرف و نظر دیگران کلفت کنیم تا تعداد دفعات خشم خود را کم کنیم و کمتر رنج ببریم.

                               محمدعلی شاهسون مارکده دهم اردیبهشت 99

  

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده موج زنده رود در تاریخ 1399/02/15 ساعت 10:07:45
باسلام به شماهمراهان صمیمی/پیامکی امروزازطرف دهیاری بدستم رسید که فکرکنم برای همه ارسال شده که مردم ازطریق این پل های ارتباطی با دهیار روستا درارتباط باشند وخواسته ها ومطالباتشان رامطرح کنند باتوجه بااینکه درعصرتکنولوژی قرارداریم اقدامی ست نو وشایسته اما این حرکت یک روی سکه است و روی دیگرسکه که خیلی هم مهم وخطیره میزان پاسخگویی دهیار به خواسته های مردم است.دهیاردریک روستا حکم شهرداریک شهررا دارد یعنی مسؤلیت کارهای اجرائی بواسطه جذب اعتبارات شهرستانی وهماهنگی وکمک گرفتن ازمتولیان مربوطه وسروسامان دادن به عمران وآبادانی روستا بطورمستقیم متوجه دهیار روستاست که آن هم محقق نمیشود مگربااشراف وآگاهی وشناخت دهیارازچالش ها وکم وکاستی های روستا وهمکاری مردم وازهمه مهمتر توانمندی وپیگیری دهیار،اینکه دهیار بداند که رسالت ووظیفه ی مهم وبزرگی رااعضای محترم شورای روست بردوشش گذاشته اند تاخروجی و برآینده قابل قبولی را درپیش روی خویش وروستا شاهدباشد.تاقبل ازاین مردم بیشتر غیرحضوری مطالباتشان ویاانتقاداتشان راازطریق سایت مارکده مطرح میکردند که جناب آقای شاهسون هم زحمت نشروانعکاس آنهارامیکشیدند حالادهیاران قبلی یافعلی تاچه اندازه ازاین سایت دیدن میکردند تامتوجه مشکلات روستاومردم باشد، بماند ،امااکنون که دهیارخود متصدی ومدیر یک کانال اختصاصی شده است انتظارمیرود مردم بطورمستقیم وبی واسطه حرفها، پیشنهادات، اعتراضات ،انتقادات وبطورکلی مطالبات شان رابادهیارمحترم درمیان بگذارند وازآنطرف هم گوش شنوائی برای "شنیدن صدای مردم" باشد ومردم هم پاسخی درخور ومنطقی ازدهیارروستا بشنوند تابیش ازپیش شاهد پیشرفت وآبادانی ورفاه ساکنان "بهشت بوم گردی ایران زمین، مارکده ی زیبا"باشیم.انشاء اله/باسپاس رجب علی عرب مارکده

نویسنده الیاس عرب مارکده در تاریخ 1399/02/17 ساعت 02:47:00
...یک شب با خدایشان حرف زدم گفتم: "سلام! چرا هیچ‌ وقت نمی‌گویی اگر فقط یک بار دیگر انسانی یک انسان دیگر را عذاب دهد همه چیز را تمام می‌کنم؟ چرا هیچ‌وقت نمی‌گویی اگر یک نفر دیگر زاری کند چون انسان دیگری پایش را روی گلویش گذاشته، دوشاخه را از برق می‌کشم؟ امیدوارم این‌ها را بگویی، سرِ حرفت هم بایستی. قانونِ سه بار ارتکاب جرم مساوی است با مرگ، تنها چیزی است که باعث می‌شود آدمیان رفتارشان را اصلاح کنند. خداوندا، الان وقت سخت‌گیری است. ارفاق فایده‌ای ندارد. سیل‌های مبهم و رانش‌های غیرشفاف دیگر پاسخگو نیستند. تحمل صفر سه جرم اخراج !! 
 
 
 
استیو تولتز

نویسنده موج زنده رود در تاریخ 1399/02/26 ساعت 11:25:17
سلام برشما/دیشب طبق برنامه ریزی قبلی واعلام ازبلندگوی مسجد قرارشدکه به روزه داران وهمشهریان افطاری بدن.به عبارتی همه رادعوت کردند به سرسفره افطاری حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) که جاداره اززحمات همه عزیزان ازتدارک وتهیه وجمع آوری نذورات مردمی وپخت وتوزیع تشکرشود امایکی دونکته حائزاهمیت وقابل تأمل است دیشب روزه داران وخانواده ها به امید افطاری نذری که قراره بدستشون برسه خب غذائی خودشان درست نکردند ومنتظربودند امابجای افطاری به مردم بویژه روزه داران شام دادند!خیلی ها وقتی دیدن که خبری ازافطاری نیست بلندشدن یه حاضری درست کردند وافطارشان رابازکردند حوالی ساعت نه ونیم تازه افطاری رسید!اینکه بعضا اتفاق و وقفه ای دراینجوراقدامات نذری بااین حجم ومیزان می افته اجتناب ناپذیره اماپرسش اینجاست که مگرازقبل برنامه ریزی نشده بود؟مگرهم اندیشی وحساب وکتاب نشده بود؟که به چه تعداد غذاوچه ساعتی پخت شودکه افطاری دست کم تاساعت هشت قبل اذان توزیع شود بهرحال دادن نذری درایام عاشوراتاسوعا واعیاد دیگه باافطاری فرق داره اونجا یکی دوساعت تأخیرو وقفه قابل تحمل وپذیرش است اما روزه دار سرموقع باید افطارش رابازکند خب حالا اگه این ناهماهنگی وعدم برنامه ریزی دقیق راسوء مدیریت ننامیم چه بنامیم؟پس ازآنجائی که نذری دادن بخصوص افطاری دادن تواین شبها ثواب دنیوی وپاداشی اخروی دارد ،لازمه ازاین دست سفره های آسمانی بیشترپهن بشه وکارهای خیربیشتری ترویج داده شود که مدیریت وبرنامه ریزی وهماهنگی درآن حرف اول رامیزند که کمک میکند از بی نظمی هاوناهماهنگیهاکاسته شود تاهمواره ازآثار وبرکات نیک اندیشی هایمان درزندگی بهره مندشویم/یکباردیگراززحمات دست اندرکاران افطاری دیشب کمال قدردانی رادارم وبجا دیدم به چند نکته هم اشاره کنم/باسپاس رجب علی عرب مارکده

نویسنده Anonymous در تاریخ 1399/02/27 ساعت 10:03:11
آقای دهیاراگه وقت کردی یه نگاهی به این کوچه پس کوچه هابنداز وکاری بکن بیشترکوچه ها پس ازبارندگی های اخیر دچاربریدگی وشیاروچاله شدن ،من خودم چندشب پیش ازطرف ورودی غرب روستا جاده خاکی پشت منزل علی آشپز بقول معروف،تایرجلوئی موتورم افتاد تویکی ازاین شیارهاوخوردم زمین نزدیک بود ازپرتگاه بیفتم توخیابان اصلی،یاخودتون باکارگران دهیاری اینجورجاهاراسیمان کنید یامصالح بدین به ساکنان اون کوچه ها تااقدام کنند حالا شماتصورکنید یکی بخواد بازن وبچه اش شب از اون کوچه یامسیر بره پائین خب خیلی باید احتیاط کنه تانخوره زمین! اونائی که باموتورازاینجورجاها گذرمیکنن حتما حرف من رو تأیید میکنن چون باماشین خیلی عمق خرابی اون مسیر حس ودرک نمیشه!!
نام شما / ایمیل شما

آخرین بروز رسانی ( 1399/04/26 ساعت 04:27:50 )

کلیه حقوق این سایت متلعق به روستای مارکده می باشد